تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

السّلام عَلیکَ یا باب الله و دیّان دینِه...

 

عشق به غیر خدا خستگی ،درد ،الم و فنا داره...لذت هایی که حقیقی نیستند، بعد از اونها درد شدید وجود داره.مثل شراب،مثل مواد مخدر.لذتش یه لحظه است.تموم شدنی ست.پس لذت حقیقی نیست. در عشق حقیقی این طور نیست.

گفتیم که عاشق ترین ،عاشق، خداست که عاشق خودشه.خودش عاشقه و خودش هم معشوقه.گفتیم این دوئیت ایجاد نمی کنه.مثل وحدت عاقل و معقوله.وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدته.

برای بهتر متوجه شدن الله رو در نظر بگیریم.الله یعنی همه چی.همه چی رو در خودش داره.واحد هست در عین حالی که تمام صفات رو شامل میشه.این میشه وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت.

گفتیم در نماز می گیم ایّاک نعبد و ایّاک نستعین. اما این طور نیستیم.و گفتیم که این طور نیستیم اما ایده آل مون اینه که به این برسیم و می خواهیم در پس همه چیز خدا رو ببنیم.

بحث راجع به عشق بود.

راه شناخت تنها با عشق بدست می یاد. با خوب اطاعت کردن از مولا.راه نجات مطیع محض مولا بودنه.مطیع محض بودن.چطور می تونیم مطیع محض باشیم؟اگه عاشق ولی بشیم.

عشق و اطاعت رابطه ی مستقیم و متقابل دارند.هرکدوم دیگری رو ایجاد میکنه.الان همه مون می گیم عاشق امام زمانیم.اما چه زمانی معلوم میشه که واقعاً عاشقیم؟اگه اطاعت محض کنیم؛اونوقت عاشق واقعی هستیم و اگه عشق حقیقی پدید بیاد امام زمان علیه السلام سراغ معشوق میاد.در عشق های حقیقی معشوق،بیشتر به عاشق ،عاشقه؛تا عاشق به معشوق.در عشق های باطل و مجازی ممکنه عاشق باشی اما او عاشقت نباشه.اما در عشق حقیقی معشوق عاشقت میشه که تو عاشقش میشی.عاشق از لبخند معشوق به او عاشق شده.

ناصر الدین شاه شعری سروده  که عرفا و بزرگان میگن اگه ناصر الدین شاه به بهشت بره و پاک بشه، با اون همه جنایاتی که کرده ،تنها به خاطر سرودن این شعره.

                   عشق بازی کار هر شیاد نیست                       این شکارِ دام هر صیاد نیست

عاشقی را قابلیت لازم است                            طالب حق را حقیقت لازم است

عشق از معشوق اول سر زند                          تا بعاشق جلوه ی دیگر دهد

تا بحدی که بَرَد هستی از او                           سرزند صد شورش و مستی از او

شاهد این مدعّی خواهی اگر                           بر حسین و حالت او کن نظر

روزعاشورا درآن میدان عشق                         کرد رو را جانب سلطان عشق

بار الها این سرم، این پیکرم                           این علمدار رشید ،این اکبرم

این سکینه، این رقیه، این رباب                       این عروس دست و پا اندر خضاب

این من و این ساربان، این شمر دون                 این تن عریان میان خاک و خون

این من و این ذکر یارب ،یا ربم                       این من و این ناله های زینبم

پس خطاب آمد ز حق، کِی شاه عشق                ای حسین، ای یکه تاز راه عشق

گر تو بر من عاشقی ،ای محترم                       پرده برکَش، من بتو عاشق ترم

غم مخور که من خریدار توام                          مشتری بر جنس بازار توام

هر چه بودت ،داده ای در راه ما                       مرحبا،صد مرحبا،خود هم بیا

خود بیا که میکشم من ناز تو                           عرش و فرشم جمله پا انداز تو

لیک خود،تنها نیا در بزم یار                            خود بیا و اصغرت را هم بیار

خوش بُوَد در بزم یاران بلبلی                          خاصه در منقار او برگ گلی

خود تو ،بلبل ،گل علیِ اصغرت                        زودتر بشتاب سوی داورت

در مسیرعرفان ناب اگر انسان عاشق باشه ؛ریاضت های شرعیِ مسیر رو با لذت طی می کنه.راه های متفاوتی برای ایجاد این عشق هست.اما دو راه از راههای خیلی قوی اینها هستند:

اول.ذکر به معنی یاد خدا.یادآوری نعمت های خدا و بعد سجده ی شکر . الحمد الله و شکراً للّه گفتن بعد از سجده ها خیلی آثار داره.نوعی القا ست که بسیار مفیده.شاید درحین یاد کردن ها ،نداده ها رو هم در ذهن بیاری اما ایرادی نداره.به این طریق با القاء نعمت ها و انوار رحمت رو بیشتر جذب می کنی.

از راههای قوی در سیر و سلوک اینه که اگه لازمه ،عاشق کسی باشی که دوستش نداری و یا از کسی نفرت داشته باشی که دوستش داری.و راه آن هم القاست.یعنی بزرگنمایی  ودیدن صفت خوب او و برعکس.چه در درون و چه در سخن.

در سیر و سلوک نفرت نداشتن از افراد دغدغه ی فکری است.در این مسیر باید سعی کنیم جلوی دیگران یادآوری خوبیهای طرف مقابل رو کنیم.در راه زندگی از هیچ کس متنفر نباشیم ولی در مسیر عرفان و سیر سلوک از کسی که عدو الله است باید نفرت داشته باشیم.

دوم.نماز شب است.محور در سیر وسلوک عملی نماز شب است.در مکتب اسلام هم اولین قدم نماز است.یعنی بعد از اعتقاد به اصول، در مرحله ی عمل اولین چیزی که در فرد ظهور و بروز میکنه نمازه، اولین اطاعت و بندگی، عبادت در قالب نمازه که نشون میده چقدر مطیع محضه.

نماز شب از اجزای اصلی علم الیقین نیست.اما در سیرو سلوک عملی حالت محوری داره.تکامل نفس با محوریت نماز شب است.از امام صادق علیه السلام روایت است: شیعه نیست کسی که نماز شب نمی خواند.

آیه ی قرآن:

قم اللیل الا قلیلا.

و من اللیل فتهجد به نافلة  لك عسى ان یبعثك ربك مقاما محمودا.(و قسمتی از شب را شب زنده داری کن با نماز نافله ای که بر تو واجب شده.امید است خداوند تو را به مقام محمود برساند.)

مقام محمود مقام ذاتی است که هر حمد کننده ای او را حمد میکنه.و این برای پیامبر صلی الله علیه و آله است،طبق آیه ی قرآن .نماز شب برای پیامبر واجب بود، اما برای افراد عادی نه.برای سالکِ در مسیر سیر و سلوک هم حکم واجب رو پیدا میکنه.چون عامل کنترل نفس است و از نظر عُرفا آب حیاته.

نماز شب رو داشته باشیم که به ارتباط با عالم ملکوت از این طریق می تونیم برسیم. آیه الله جوادی آملی می گن:"عزیزان وقت نیست،دیر می شود."نگذاریم دیر بشه.

اما چرا اولین قدم و محوریت نماز شب هست؟؟

چون باید از ما سوی الله کنده بشیم و بهترین راه برای جدا شدن از غیر خدا ،خلوت شبانه است.برای متصل شدن به نماز شب نیاز داریم.برای همین نبی مکرم و حضرت موسی به غار و محلی برای عبادت می رفتند تا به این ظرفیت وجودی برسند. نیاز داریم که یک زمانی رو با خدا خلوت کنیم  و خلوت و سکوت و آرامش شب ،بهترین موقعیته. در این زمان انسان یه استراحت کوتاهی کرده و حالا بیدار میشه برای نماز شب.توی روز ذهنمون خیلی مشغوله.این رو از طرز خوندن نماز های پنچ گانه مون خیلی راحت میشه فهمید که چطور فکر مون همه جا هست الا به خدا.اما در شب این کمتره.بیشتر برای ارتباط با خدا آمادگی داریم.

از نظر فیزیولوژیکی نور خورشید بر روی غده ی هیپوفیز  تاثیر می گذاره و در شب چون این نور نیست،این امکان وجود داره که با عالم ملکوت ارتباط برقرار کنیم.

اما چرا برای پیامبر صلی الله علیه و آله واجب شد؟ در قرآن آمده انا سنلقی علیك قولا ثقیلاً.چون قرار است بار سنگینی بر دوش حضرت گذاشته شه. وبرای تحمل این بار سنگین نیاز دارن به نماز شب و خلوت شبانه با خداوند.سالک هم به تغذیه از نیروهای جانبی نیاز داره که یکی از این نیروها نماز شب هست.

انسان ها سه گروهند:یک گروه ترسان از جهنم. گروه دیگه طالب بهشت اما سومین گروه خواستار عرش خدا هستن.

برای گروه اول راه کار انجام واجبات و ترک محرمات است .گروه دوم علاوه براون اوّلی انجام مستحبات و ترک مکروهات روهم باید داشته باشن.اما گروه سوم باید در سلسله ی اولیاء خدا، در صراط و در مسیر عرفان ناب باشند. خدمت خالصانه داشته باشند و وصل به ولایت  باشند.بحث فعلی ما که نماز شبه، گروه دوم رو شامل میشه.

سکوی پرواز انسان انجام مستحبات و ترک مکروهاته.صرف انجام واجبات وترک محرمات بدون هیچ مستحبی و ترک مکروهی فقط مرز نرفتن به جهنم است.(البته همه ی ما انجام مستحبات  و ترک مکروهات رو داریم هرچند با درجه های متفاوت.قطعی ترینش قنوت والله اکبرهای نمازها مون هست).

 ثواب کار هم در همین انجام مستحبات و ترک مکروهاته.اگر فقط محرمات رو ترک و واجبات رو انجام بدیم شاهکار نکردیم.چون اولاً هرچه داریم مال خودش بوده.چشم،دست و...مال خدا بوده ،مال ما نبوده. ثانیاً تمام اینها که انجام می دیم برای رشد خودمونه و نه برای خدا.ثالثاً هر چه هم که انجام می دیم تمامش ناقص و نیمه کاره ست. شایسته ی خداوند نیست. (اگه به نماز ها و روزه هامون نگاه کنیم حتما احساس شرمندگی می کنیم در برابر خدای رئوف) و رابعاً کارهای ما در برابر نعمت هایی که قابل شکر نیستند چه ارزشی داره؟

بنده همان به که ز تقصیر خویش                       عذر به درگاه خدای آورد

ور نه سزاوار خداوندیش                                 کس نتواند که به جای آورد

این نقص ها باید یه جایی جبران بشه که مستحبات این جبران رو می کنند.در واقع چیز بالاتری که فقط از روی عشقه و برای عشقه.تقرب الی الله با نوافل ممکنه.با ایجاد اون عشق.از بین مستحبات و نوافل هم تاکید به نماز شبه.محوریت با نماز شبه.بدون نماز شب امکان سقوط و انحراف زیاده.،چون در این مسیر کمالاتی داده میشه که گاهی ممکنه باعث توقف بشه(الهامات ،چشم برزخی و...). اگه انسان بخواد در این مسیر رشد کنه ومتوقف نشه،راهکار نماز شبه.در معراج هم به پیامبر چیزهایی نشان دادند که ایشان توجه نکردن که اگه توجه می کردند به اینجا نمی رسیدن.نماز شب کلید کنترل نفس و اتصال با ریسمانی است که در مورد آن خداوند فرموده اگه به اون چنگ بزنیم دیگه پراکنده نمی شیم.نماز شب آثار زیادی دارد چه معنوی و چه مادی ، هم در دنیا و هم در آخرت . از آثار نماز شب میتونیم از اینها یاد کنیم :

اول ، نورانیت در سخن : در حدیث آمده  انسان به مقامی میرسه که گفته هایش دلنشین شده و محبوب میشه .

دوم ، عزت بدون قوم و قیبله ( بدون حامی ) است : دیگران به او احترام میگذارند و درخودش احساس عزت می کنه،بدون احساس نیاز به این که دیگران او رو محترم بشمارند.

سوم ، بی نیازی بدون مال: به مقام قناعت می رسه بدون اینکه مال و منال آنچنانی داشته باشه.وقتی مال هدف زندگی شد نابود کننده میشه . اما نماز شب و انس با خدا ، قناعت رو به همراه داره.

چهارم ، علم بدون طلب : انسان به یک نوع شکوفایی،نوعی کشف و شهود و جرقه های علمی بدون مطالعه دست پیدا میکنه.مثلا فرد یه چیزی می گه.همه تعریف و تمجید می کنن . خودش هم نمی دونه این رو از کجا گفته،زود هم از یادش میره.

پنجم ، سلامتی بدن .

ششم ، تکامل و آثار معنوی : خوابهای روز امور مادی را قوی میکنه . خوابهای شب امور معنوی رو.هرچه خواب های شبانه بیشتر باشه گرایشات معنوی بیشتره.در قدیم در شرق این گونه بوده که با تاریک شدن هوا می خوابیدن و وبا روشن شدن هوا روز رو آغاز می کردن.غربیها دسته اولند و شرقیها دسته دوم اند.حتی این رو در هندی ها هم داریم. بیدار ماندن بین الطلوعین (بین اذان صبح و طلوع افتاب ) فضایل زیادی داره .نماز شب نزدیک اذان صبح توسط دو مَلِک نوشته میشه .

حالا چرا توفیق نماز شب از ما سلب میشه : شیطان از راهها ی مختلفی وارد میشه ، هرکسی رو یک طوری اغوا میکنه . مثلاً به یه طلبه میگه تو از سربازان امام زمان هستی وظیفه تو درس خوندنه بیشتر بخوابی بهتر میتونی درس بخونی . با طلبه یک جور،با دانشجو یک جور. خیلی وسوسه میکنه که نماز شب نخونی .اما با چنگ و دندون هم که شده باید حفظش کرد .

تکرار ذکر"اِلهی اَذِقْنی حَلاوَةَ ذِکْرِک وَ بَرْدَ عَفْوِک"باعث کسب توفیق نماز شب میشه ،انشا الله. یعنی خدایا شیرینی ذکرت را و خنکای بخششت را به من بچشان .

رسیدیم به اینجا که چرا توفیق نماز شب از ما سلب میشه ؟

 اولیش گناهه . در حقیقت رابطه فحشا و نماز دوطرفه است . رابطه ی عمل و عکس العمله.همون طور که نماز باعث میشه انسان از فحشا و منکر دور بشه؛ انجام فحشا  و منکر هم باعث دور شدن از نماز میشه . حالا ممکنه در نماز نخوندن باشه و یا در لذت نبردن از اون . کسی که در روز خطایی رو میکنه عکس العملش رو میبینه و توفیقی از اون گرفته میشه و حتی اگه بیدار هم بشه حالی برای نماز نداره .

از چیزهایی که باعث میشه علاقه و اشتیاق در انسان زیاد بشه ، ادای گریه و تبکی کردنه . یعنی انسان هنگام نماز شب خودش رو به گریه بیاندازه . این حال و هوای خاصی به آدم میده . یادآوری گناهان و برای تک تک اونها استغفار کردن و یادآوری نعمتها و عشق خداوند به ما بدون اینکه استحقاق اون رو داشته باشیم، خیلی موثره.

دوم .غذاهایی که میخوریم هست . اگه غذا حلال نباشه، خمسش داده نشده باشه ، پاک نباشه .

سوال:ممکنه جایی دعوت بشیم و ندونیم اون غذا پاکه یا نه،اونوقت چی؟ در مرحله ی علم الیقین اگه یقین داشته باشی که غذا ناپاکه نباید از اون بخوری.که بعیده در این مورد بشه به یقین رسید.پس معمولا اشکالی نداره.اما در سیر و سلوک بستگی به خود فرد داره.اگه هنوز همه ی انجام واجبات  وترک محرمات رو نداره خوردنش اثری نداره.چون انقدر چیزهای بزرگتری هستند که فرد رعایت نمی کنه و تو وجودش اثر منفی می گذاره که این پیش اونها چیزی نیست.و حتی شاید اگه انجام این مکروه باعث بشه که حرامی رو انجام نده چه بسا که حتی حجاب رو هم برداره.در مراحل بعده که باید دنبال مستحبات و مکروهات بره.اما اگه نه،واجبات و محرمات رو رعایت می کنه.خوردن اون غذا براش پرده و حجاب ایجاد می کنه.در سیر وسلوک فرد به جایی می رسه که مثلا توی چله ها دیگه فقط غذا رو از دست پیرش می گیره.باید بدونیم تو چه مرحله ای هستیم.بعداً در اینباره بیشتر صحبت میکنیم.

سوم .افرادی که با اونها زندگی می کنیم و رابطه ی تنگاتنگ با اونها داریم.چون افراد انرژی دارند واین انرژی بر روی ما هم اثر می گذاره.انسانها در معشرت با افراد با سه دسته سرو کار دارند که انرژی های مختلف رو از خودشون ساطع میکنن.یک دسته از انسان ها هستن که بالاتر از ما هستند و می تونن انسان رو بالا بکشند.دسته دوم پایین تر از انسان هستن و شخص می تونه اونها رو بالا بکشه.دسته ی سوم همج الرعاع هستن که با هر بادی به همان سو میرن.این دسته آثار منفی دارن و انسان باید سعی کنه رابطه اش رو با همج الرعاع قطع کنه.

چهارم .مطالعات  که داریم و فیلم هایی که می بینیم ؛ به خصوص قبل از خواب روی خواب هایی که می بینیم و عبادت شبانه مون تاثیر داره.

پنجم.ارتباط با خدا در لحظه ی خواب.هنگامی که می خواهیم به خواب بریم زمانی رو بگذاریم تا با خدا عشق بازی کنیم.

 به طور کلی امواجی که از مغز ساطع میشه سه دسته هستن.آلفا ،بتا و دلتا.وقتی انسان به خواب میره امواجی از ذهنش ساطع میشه.این امواج ،امواج آلفا هستن که چیزهای مثبت رو ایجاد می کنن.سعی کنیم افکار مثبت در این زمان برای خودمون ایجاد کنیم.چون بهترین زمان برای این کار است.

ممکنه این سوال پیش بیاد،بعضی ها نماز شب می خوندن اما در کربلا مقبل اباعبدالله علیه السلام ایستادن؟

جواب: عبادت باید در هر سه مرحله ی پرستش،استعانت،اطاعت بروز کنه.عبادتی که یکی از این سه رو نداره ؛هیچ فایده ای نداره.گفتیم که ابلیس هم پرستش واستعانت رو داشت اما اطاعت نکردنش باعث سقوطش شد.

جلسه بعد ان شاءالله بحث راجع به امواج مغز و افکار رو ادامه می دیم.

یاحق...

لطفا اگر سوالی درباره مطالب دارید اون رو در قسمت نظرات بگذارید.

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ  و آلِ مُحمَّدٍ  و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا                




[ شنبه 30 مهر 1390 ] [ 08:05 ق.ظ ] [ راهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :