تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا تالِیَ کِتابِ اللَّهِ وَتَرْجُمانَهُ

 

 

گفتیم که در اختلاف عقل و ولی ارجحیت با ولی است و در اختلاف قانون و ولی هم،حکم ولی ارجحیت داره.همین طور در اختلاف قرآن و ولی باز هم حرف ولی ارجحیت داره.

 

مصداق این حرفمون سخنی از امیرالمومنین است که می فرمایند:أنا المیزان. ودر جایی دیگر می فرمایند:أنا صراط المسقیم.همه ی اینها یعنی اینکه ضابطه علی علیه السلام است.یعنی معیار و میزان خودِ ولی است.

چهار مثال تاریخی هم برای گفته هامون آوردیم.مثال پنجم زمان امام کاظم علیه السلام است:

5-زمانی که امام کاظم علیه السلام به علی بن یقطین می فرمایند مثل سنّی ها وضو بگیر.دلیل این گفته بعدها معلوم شد که خلیفه می خواست ایشان رو بکشه و یک مامور مخفی گذاشته بود که اگر شیعه باشه او رو بکشه.

بعد امام علیه السلام فرمودند که مثل شیعه ها وضو بگیر.ایشان عرض کردند نماز هایی رو که با وضو های قبلی خوندم قضا کنم؟امام علیه السلام فرمودند:نه.

این یعنی که اطاعت عین عبادت است.

6-این مورد به خود خدا برمی گرده.راجع به نقض وجود خداست.آیا ممکنه ولیّ بگه خدایی وجود نداره؟

علامه طباطبایی نظراتی راجع به بودا دارند. ما 124 هزار پیامبر داریم.اگه ذوالقرنین هم حساب کنیم اسامی 25 تای پیامبران در قرآن آمده و خیلی ها هم نیامده. بودا به نقلی از پیامبران الهی است.تعالیمی که در کتاب گپتا ها و اپانیشات ها وجود داره بوی بشری نمی ده.شهید مطهری در کتاب فلسفه ی اخلاق خود در مورد این کتاب توضیح دادند. به طور کلی سه محور مهم در کتاب اپانیشات ها وجود داره:

محور اول.معرفت نفس هست.تکیه گاه فرهنگ هندی معرفت النفس هست.در همه ی دنیا یک معرفت و یک شناخت وجود داره و آن هم شناخت نفس است.

محور دوم.هرکس خود رو بشناسه خدا رو شناخته.

محور سوم.در همه دنیا یک نیرو و یک نیکی وجود دارد و بس و آن نیروی تسلط بر خویشتن است هرکس که بر خود مسلط شد بر جهان مسلط است و در همه جهان یک نیکی وجود دارد و آن دوست داشتن دیگران مثل دوست داشتن خود است.

اینها تعالیمی نیست که از یک انسان برآمده باشد.یعنی اگر بودا رو یک انسان معمولی در نظر بگیریم،این تعالیم نمی تونه از او باشه.

برگردیم به سوال اولمون.آیا ممکنه (امکان وقوعی داره)که نبی بیاد و بگه خدا وجود نداره؟

زمان بودا مردم بت رو به عنوان خدا می دونستند.در واقع انحرافات در اون زمان خیلی شدید بود.دراین حد که اصلا تا می گی خدا در ذهن اونها بت تصور میشه .در زمان حضرت ابراهیم هم همین طور بود.در حالی که در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله انحرافات مردم در این حد نبود.در زمان بودا به دلیل انحراف شدید بودا گفت اصلا خدایی وجود نداره.در مرحله ی بعدی ،پس از ،از بین بردن خدا گفت تنها یک نیرو وجود داره.یک نیروی عظیم و واحد وجود داره(نیرو وانا).در واقع می خواست اون خدایی که شبیه بت بود رو از ذهن اونها پاک کنه.بعد که پاک کرد گفت شما یک نیروی عظیم دارید و بعد اون نیرو رو خدا نامید.

7-نمونه ی بعدی حضرت ابراهیم علیه السلام است.ابراهیم علیه السلام پیامبر است و معصوم.با دیدن ماه میگه ماه خدای من است.بعد اون رو انکار میکنه و می گه ماه افول میکنه. یک پله میاد بالاتر و با دیدن خورشید می گه این ربّ من است.بعد اون رو هم انکار میکنه و میگه چیزی رو که غروب می کنه نمی پرستم.تا به مرحله ای می رسه که میگه إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِینَ .(چهره ام رو به سوی اویی می کنم که آسمان ها وزمین رو پدید آورده و از مشرکین نخواهم بود).یعنی همون برهان علّی.یعنی از معلول به علت رسیدن.از بت شروع میکنه به ماه و خورشید می رسه و در نهایت به ربّ.

پس اگه امام زمان عجّل الله تعالی فرجه شریف بیایند و بگن خدا رو پرستش نکن یعنی همین.حرف ،حرف ولیّ است.نمی گم اشتباه می کنه. می گم من نمی فهمم.اصل اینه که خودشون ضابطه هستن، نه اینکه حرفی رو که قبلا زدند حالا ردّش می کنند.نمی گم که من تو رو برای رسیدن به خدا می خوام پس حالا که خدا نیست دیگه تو رو هم نمی خوام.

ضابطه خود اوست.امام باقر(علیه السلام) فرمودند: بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّه."بوسیلۀ ما خدای تعالی بندگی می‌شود و بوسیلۀ ما خدای تعالی شناخته می‌شود و بوسیلۀ ما وحدانیتش محقق می‌شود."

سوال:فایده ی این بحث ها چیست که این مسائل مطرح میشه؟

این است که این ها تلقی ما رو از حضرت ولی عصر ارواحنا فداه درست می کنه .شناخت ما رو درست می کنه.اگه شناخت و تلقی درست از ایشان داشته باشیم.ارتباط روحی مان با ایشان برقرار میشه و سنخیت با ایشان پیدا می کنیم.

در مورد حضرت عدم شناخت ایشان مطرح هست و غیبت به معنی عدم حضور نداریم.ما می بینیم ایشان را اما نمی شناسیم.مثل برادران یوسف علیه السلام.به کاخ میروند،ایشان را می بینند اما نمی شناسند.عدم رویت معنا نداره . باید دیدمان درست شود که ارتباط پیدا کنیم.اگر می خواهیم وارد عرفان مقربین بشیم باید این مسایل حل شه.

ممکن است برخی تمسخر کنند که داریم غلو می کنیم.اما قبل از اینها این رو گفته بودیم که در عبادت به معنای پرستش هیچ احدی رو شریک خدای احد و واحد نمی گیریم.مقام اهل بیت علیهم السلام بین شک و شرک است.باید از هرگونه شک و شرکی خارج شویم.شیعه در مرز بین این دو است.شرک از حبّ به اهل بیت علیهم السلام پدید می یاد که ایشان رو از مرز ممکن الوجود تا واجب الوجود بالا می بریم که و جودشون در کنار خدا واجب میشه همانطور که خداوند عز و جل واجب الوجوده.و شک از جهل و شناخت کم نسبت به ایشان که ایشان رو تا حد انسان های عادی پایین می آوریم.

پس باید این ها حل بشه.مثلا ولی بگه من رو بپرستید.باید چی کار کنیم؟گفتیم ضابطه ولی است.هرچه ایشان گفتند،چَشم.

اصل در اسلام تسلیم شدنه، نماز و روزه نیست.اگر این بود چطور می شه که دشمنان امام حسین علیه السلام روزه دار بودندو خیلی هاشون هم نماز شب میخوندند.عاشق فرار نمی کنه.بعضی از یارهاشون گفتند که اگه صد بار هم بمیریم و زنده بشیم باز هم با حسینیم.

رابطه ی ما با ولی باید بالاتر از رابطه ی موسی وخضر علیهما السلام باشد که ارتباطمان به جدایی نکشد.در تمام امور باید تسلیم باشیم.این یعنی حقیقت دین اطاعت است.مثلا توی شریعت می ریم سراغ مرجع تقلید.حرف مجتهد توی احکام میشه حجت.حجت به نحو مطلق.حتی اگه با عقلت جور در نیاد.یعنی تعبد محض..اینکه من عقل دارم و قرآن هست چه نیازی به مرجع است؟؟!!!

اگه می تونی خودت متخصص شو.اگه نمی تونی و حوصله اش رو نداری وظیفه داری سراغ متخصص ترین فرد تو اون زمینه بری.مثل انتخاب پزشک حاذق می مونه.در بین پزشک ها می گردی دنبال متخصص ترین پزشک بعد که انتخابش کردی هر نسخه ای داد بهش عمل می کنی .نمی گی این دارو رو این ساعت نمی خورم.این کار رو انجام نمی دم.چون می دونی اون درسش رو خونده و حتما از تو بیشتر می دونه. انتخاب مرجع تقلید هم به همین شکله.

سوال:کعبه و گردش به دور کعبه به چه معنایی است؟شبیه بت پرستی نیست؟

حج و اعمال حج واجبه.طواف واجبه.اون چیزی که انسان دورش می گرده نه سنگ است، نه خانه.بلکه تجلی حقیقت محمدیه در آنجاست(اللهم صلی علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم).

گردش پروانه وار و عاشقانه گِرد این حقیقت.

قبلا هم گفتیم که ظهور اون حقیقت در انسانها می شه پیامبر. در شمشیر ها ،ذوالفقار و در خانه ها می شه خانه ی کعبه...تفاوتشون اینه که در مورد انسان میشه به راحتی درکش کرد اما در مورد چیزهای دیگه شاید سخت باشه...

حالا چرا تجلی حقیقت محمدیه(اللهم صلی علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم)؟خدا که نمی تونه تجلی کنه در عالم ما.می تونه؟نه،چون سنخیتی با ما و این عالم نداره.ظهور اون در حقیقت محمدی (اللهم صلی علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم)است.

کل احکام اسلام هم همش همینه .هر چه قدر هم که بخوای برای تک تک احکام سرّ و حکمت پیدا کنی ،باز هم چیز نهفته ای در اون هست و اون اطاعت محض است.اعمال ما زمانی ارزشمند است که برای اطاعت باشه.هر عملی به اطاعت ولی انجام بشه،میشه عبادت .اگه اون رو برای دل خودمون انجام بدیم میشه منیّت.میشه کفر(از ریشه ی کَفَرَ،به معنای ندیدن).

همه ی عبادت ها ،نماز،روزه،حج،خمس ..برای این اومده که بگه انسان به ولی نیاز داره.نه برای اینکه بگه چه جوری نماز بخون،چه طور روزه بگیر..نه برای اینکه همه جا صلح بشه.نه،برای اینکه به این برسیم که به خود ولی نیاز است.

امام صادق علیه السلام:نحن کعبه الله، نحن قبله الله ،نحن وجه الله.یعنی برای رشد وکمال باید که روی ات رو از اونها برنگردونی.چون بدون اونها نمی تونی خدا رو بشناسی.با ولایت اهل نجات است.بدون ولایت بالاترین کار ها هم فایده نداره.

در قبر از پنج چیز سوال می شه.نماز،روزه،زکات،حج و ولایت و دوستی اهل بیت علیهم السلام.پس ولایت به آن چهار چیز میگه هرجا در خودتان نقصی دیدید من آن را کامل می کنم.

حدیث داریم که شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسیدند و گفتند:ما شنیدیم شخصی خدمت امیرالمونین رسیدند و گفتند که آقا من ولایت شما رو دارم.حضرت بهشون فرمودند:ولایت ما رو داری هر کاری می خواهی بکن.امام صادق علیه السلام می فرمایند:نه،اصل آن این بوده که اون شخص به امیرالمونین گفتند ما نماز می خونیم،روزه می گیریم. ولایت شما رو هم داریم.اما بین ما کسانی هستند که این طور هستند و لی ولایت شما رو ندارند.حضرت فرمودند:ولایت ما رو داشته باشید بعدهر کار می خواهید بکنید.یعنی کارهای خوب با ولایت معنا و مفهوم پیدا می کنه.

مهمترین لازمه ی درک امام زمان اینه که به این برسیم که ما برای ایشان قاعده تعیین نمی کنیم.ایشان برای ما قاعده تعیین می کنند. یعنی هرچی ایشون بگن.باید این مطلب رو بین مردم ایجاد کرد.تا بشر به این درک نرسه که که باید اطاعت محض حضرت رو بکنه حضرت ظهور نمی کنن.

تا اینجا رو باید برای خودمون حل کنیم که از مجتهد اعلم هم در مرحله ی بعد بتونیم به نحو مطلق اطاعت کنیم.

بحث رو جلسه بعد ادامه می دیم ان شاء الله...

یا حق...

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 21 آبان 1390 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ راهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :