تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

 

 

السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان

 

 زان یار دلنوازم،شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کَس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت...

ایام محرم رو خدمت امام زمانم و شما تسلیت می گم.

 

 

در مورد آیه 36 نساء و 83 بقره :...و بالوالدین احسانا...

چرا انقدر روی این مطلب تاکید شده؟

 

حکم خداوند درباره ی اطاعت محض از خداوند و احسان به پدر و مادر!!!در این آیه خیلی موضوعات مهم تر گفته نشده مثلا اطاعت از ولی.

اطاعت از غیر ولی جایز نیست حتی اگه حرف حق بزنه...

با توجه به روایات چند تو جیه رو می تونیم بررسی کنیم:

اول.در روایات داریم "و بالوالدین احسانا" دو معنی داره:

1. معنای حقیقی

2. معنای مجازی

در معنای مجازی آن منظور همان پدر و مادر ظاهری هستند که از اونها متولد می شیم.

اما در اینجا مراد ما معنای حقیقی است نه معنای مجازی آن.با توجه به حدیثی که پیامبر صلی الله علیه و اله در آن می فرمایند:"أنا و علی ابوا هذه الامه"(من و علی پدر و مادر این امت هستیم.]امت که به دو پدر نیاز نداره[)، در معنای حقیقی پیامبر و حضرت علی علیه السلام رحم حقیقی و والدین حقیقی هستند.پیامبر و عصاره ی وجودی شان حضرت فاطمه و علی علیه السلام.(پیامبر و اهل بیت ایشان)

در عالم حقیقی پیامبر پدر هستند و حضرت علی علیه السلام مادر.در باطن پیامبر عقل انسان رو به کمال می رسونه .اولین چیزی که خلق میشه پیامبر هستن.وایشان عقل اول.پس اولین چیزی که خلق میشه عقل است.عقل امت از طریق پیامبر به تکامل وجودی اش می رسه. پیامبر عقل انسان را کامل می کند و حضرت علی علیه السلام نفس انسان را تربیت می کنه و تربیت کننده ی نفس انسان است.

در حدیث داریم:"المومنُ أبوهُ عقلُ و اُمُّهُ نَفسُ".(پدر مومن عقلش و مادرش نفسش است.)

"مومن بین عقل و نفسش است که متولد می شود."

از سوی دیگر عقل حالت فاعلی دارد و نفس حالت انفعالی دارد.(به معنای پذیرش یک فعل، تربیت نفس)

مرد و زن هم همینطورند.در تکوین یک فرزند،مرد نقش فاعلی و زن نقش انفعالی دارد.

در ادبیات عرب عقل، مذکر و نفس ،مونث است. سماء، مونث است،ارض مذکر.

پس تولد امت هم بین فعل و انفعالاتی است که از طریق نبوت و امامت صورت می گیرد.

پس نبوت عقل رو به کمال می رسونه و امامت نفس رو تربیت می کنه .

حضرت علی علیه السلام کامل نمی کنه،تربیت می کنه.نبوت تمام شد،حالا حضرت علی اون رو کامل میکنه.

صله رحم که در روایات آمده،

صله در لغت یعنی وصل و اتصال.یعنی اتصال به اصل.پس منظور از صله ی رحم حقیقی وصل شدن به پیامبر است.به آن پدر و مادر حقیقی بعد از نسب های ظاهری.

مصداق ظاهری صله در صلوات است.ریشه ی صلوات، صله است.در صلوات به وجود پیامبر و اهل بیت ایشان درود و سلام می فرستیم.با نام الله که جامع تمام صفات خداست شروع میشه.نمی گیم رَبِّهُمَّ صَلِّ عَلی ...

صلوات می فرستیم به این امید که در این اتصال با آنها شریک شویم.

صلوات دو جنبه دارد:

با نام جامع خدا به آنها سلام می فرستیم و یک نوع شعف برای آنها ایجاد می کنیم.(نیروی مثبت داره برای اونها.می دونیم که آنها ثابت نیستند و در حال رشد و کمال هستند)

از طرف دیگر به انسان بر می گردد که آثار زیادی برای ما داره.

پس هر کسی دو نسب داره:1. حقیقی(پدر و مادر و حضرت علی)

2.ظاهری(پدر و مادر)

دلیل آن هم آیه ی قرآن است:

در داستان حضرت نوح و پسرش،وقتی پسر کلام پدر رو نمی پذیره.حضرت نوح به خداوند عرضه می دارند خدایا تو قول داده بودی اهل من رو نجات میدی!پاسخ داده می شه که اون اهل تو نبود.پس اهل صرفا به معنی نسب خونی نیست.

سید بودن هم به همین شکله:

سیادت ظاهری و واقعی داریم.سیادت ظاهری اگر فرزندان از نسل پیامبر باشند،است.اما سیادت واقعی برای آن کسی است که ولایتش قوی تر باشد ولو از نسب و اهل ایشان نباشد.

سید بودن به معنای برتر بودن است.در تاریخ داریم شخصی میره پیش امام معصوم که شما در زیارت عاشورا میگید اللهم العن بنی امیه...خدایا همه ی بنی امیه رو لعن کن.منم از بنی امیه ام.امام می فرمایند:نه تو پسر منی در حالی که از پشت ابوبکری.اینها نسب واقعی هستند.

سلمانُ منّا اهل البیت.بقیه اهل بیت نیستند ولی سلمان هست.

خیلی ها در قیامت زمانی که پرده کنار میره می بینند که از اهل بیت هستند هرچند که از پشت بنی امیه و ...باشند.

ارتباط روح ها باهم نیز بر این اساس است.مومنین در یک صف،کافران در یک صف.روح مومنین به هم کمک میکنه و روح کافران هم بهم.

اما برگردیم به آیه.توجیه دوم برای آیه این است که می خواد بالاترین حد اطاعت رو بگه که اطاعت از خداست و پایین ترین حد اطاعت هم، اطاعت از پدر و مادره.

توجیه سوم برای اینکه میگه احسان کنید به پدر و مادر این است که این یک نوع مانوره.همان حالات را ایجاد می کنه برای اینکه اگه آقا بیاد بدونند که باید چی کار کنند.

احترام به روحانیون،علماء،پدر و مادر ،اینها همه مانوره.

حدیث است که کسی که از جلوی در عالمی رد میشه ،همینکه به در خونه ی اون عالم هم نگاه کنه ثواب داره.باضافه اینکه حدیث داریم نگاه کردن به چهره ی عالم هم عبادته.

محال است کسی ولایت مراتب پایین تر رو نپذیره،امام زمان بیان اطاعت محض کنه.

حد اطاعت

اطاعت از مجتهد:در واجبات و محرمات.

اطاعت از پیر(پدر،مادر،همسر،پیر طریقت):در مستحبات و مکروهات.

احکام یا الزامی است که به صورت واجب و حرامه و الزام داره(در شریعت).و یا ترخیصی است که اجازه اش داده شده،می تونه انجام بده و یا انجام نده.این در طریقته.

برای اطاعت از همسر دو محدوده وجود داره1.تمکین 2.اذن خروج

برخی از مجتهدین اذن خروج رو شرط نمی دونن.همینطور میشه ضمن عقد شرط گذاشت برای اذن خروج.

برای تمکین اصلا نمی توان شرط گذاشت.در عقد موقت می توان این شرط را کرد که دو نفر عقد موقت شوند با ین شرط که اصلا بدن همدیگر رو لمس نکنند.اما لازمه ی عقد دایم تمکین است.

توجه داشته باشید که این بحث توی عرفان ناب است ،در طریقت نه در شریعت.

زن جز این دو وظیفه ی دیگری نداره.اما مرد وظایف خیلی بیشتری از جمله نفقه،مهریه،تهیه زندگی در شان زن ،جهاد،دیه و...رو داره که اگه انجام نده حرام انجام داده.این جوابی به آنهایی که دم از عدالت می زنند.بحث ما در شرع نیست در طریقته.پس لازکم نیست که به همه بگیم که شبهه دارش کنیم.

در احکام ترخیصی نظر پیر اولویت داره.آیا این یعنی اگه انجام ندیم حرام انجام دادیم؟نه ،ولی در بحث طریقت این حجاب ایجاد میکنه.در مسیر طریقت فرض می کنیم که اینها حکم واجب داره.فرق نمی کنه الزام شرعی داشته باشه یا عقلی اما نمی شه دلی حکم کرد.

امور عقلی اموری است که عقلاً الزام داره.مثلا در بین آشنایان کسی هست که خیلی مشکل داره!عقل بهت میگه رابطه داشتن با او درست نیست،پدر و مادر با روحیه ای که ازت می شناسن به تو میگن برو.اگه عقلا غلط باشه می تونیم گوش نکنیم و نریم.

مثال دیگه حج.به زن واجب شده(استطاعت داشته) اما مرد استطاعتش رو نداره.مرد نمی تونه بگه نرو.

در مورد پیر اگر انسان انجام نده حرام انجام نداده اما فرض می کنه که واجبه،چون در اون مرحله حجاب ایجاد میکنه .

حد اطاعت از پدر و مادر در قرآن

و لا تقل لهما اف لکم(به انها مگو اُف بر شما):روایت داریم که اگر خداوند کمتر از اف گفتن رو سراغ داشت،اف رو به کار نمی برد.یعنی کمترین بی احترامی هم انجام نده(و از این طریق یاد بگیر که در برابر ولی هم کوچکترین بی احترامی انجام ندی.)

اطاعت از پدر،مادر و همسر باید داشت، نه به لحاظ اخلاقی بلکه دستور ولایتی است.در این مسیر باید این گونه باشیم ،حتی اگه طرف اشتباه می کنه.همان مثال شب قدر و عبادت.شخص از این طریق(اطاعت کردن و نرفتن) می تونه به مقام بالایی برسه.

نمونه ی اطاعت در خانه ی حضرت فاطمه سلام الله علیها،جانم به فداشون

زمانی که حضرت علی علیه السلام رو به زور برای بیعت می بردند و کردند آنچه که نباید می کردند.زبیر شمشیر بیرون می کشه و می ایسته.

حضرت زهرا سلام الله علیها که میرن در رو باز کنند.اونها در رو محکم باز می کنند و حضرت بین در و دیوار می مونند.در این لحظه زبیر شمشیر می کشه ولی مقداد دست در شمشیر،چشم در چشم حضرت علی ،منتظره ببینه امامش چی می گه.بعد ها مقداد حتی سرسوزنی در افکارش شک نکرد.حتی سلمان با اون مقام بالاش که پیامبر می فرمایند از ما اهل بیته جایی از علی علیه السلام می پرسه این همه صبر چرا؟(در حالی که نباید کوچکترین سوال پیش بیاد) .اما مقداد نه.بدون کوچکترین شکی.زبیرچطور؟اونجا با آتیشه تندش،با منیّتش شمشیر از نیام می کشه و بعدها هم در مقابل امام می ایسته.

حد پایین آوردن منیّت هم اینه. تاحدی که به وجودش در مقابل دیگران توهین نشه.از اون طرف هم در برابر خداوند هیچ منیّتی وجود نداره.هیچِ هیچ.

بعضی مجالس در تهران هست که مرید بازی در اونها به حدی زیاده که اون پزشکی که می گه لباس من،شغل من و ماشینم بهم اعتماد به نفس میده،بره با لباس خونه و صورت نشسته سوار اتوبوس بشه و بشینه مثلا توی یه قهوه خونه کله پاچه بخوره.(راه غلط برای از بین بردن منیّت)

بحث رو جلسه بعد ادامه می دیم ان شاء الله...

یاحق...

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 5 آذر 1390 ] [ 08:37 ق.ظ ] [ راهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :