تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





بسمه تعالی

یا ابا صالح المهدی ادرکنی

عرفان(عَرَفَ) معرفت قلبی است که از طریق کشف و شهود بدست می آید.همان رسیدن به حقیقت.و حقیقت خطا بردار نیست،در حقیقت علم و عالم یکی هستند.

برای روشن تر شدن مطلب انواع علم را یادآوری میکنیم:

               علم حصولی

علم{

             علم حضوری

علم حصولی علم انسان به خارج از نفس خود است که می تواند مطابق با واقع یعنی درست و یا غیر مطابق با واقع یعنی غلط باشد.مثلا لیوان روی میز که علم انسان می گوید آب است.چنانچه واقعا درون لیوان آب باشد علم انسان درست است اما اگر درون لیوان آب نباشد مثلا نفت باشد اینجا علم انسان به محتوای لیوان غلط می شود.پس علم حصولی خطابردار است.

اما علم حضوری علم انسان به نفس خود است که این علم خطابردار نیست.مثل گرسنگی و تشنگی.علم ما به تشنگی خودمان که اشتباه نیست.

حالا با روشن شدن مطلب می گوییم عرفان علم حضوری است و شخص عارف در آن به یک جهان بینی صحیح میرسد.

سه مرحله علم الیقین-عین الیقین و حق الیقین. در این مرحله انسان به مرحله تجلی حضرت حق میرسد. عارف در این مرحله علم حضوری دارد.علم در اختیار اوست.

عرفان ناب انسان را به جایی می رساند که صفات الهی در او شروع به ظاهرشدن می کند . خدا نمی شود ولی خدایی می شود وشبیه خدا وتمام ابعاد وجودیش کمال پیدا می کند . چشم او می شود عین الله ، گوش او می شود اذن الله ودستش ید الله و وجودش رنگ وبوی الهی می گیرد و خداوند در وجود اوتجلی پیدا می کند.چنانچه خداوند درحدیث قدسی می فرماید :

یا بنی آدم اَنا غنیٌ لا افتقر ، اطعنی فی ما اَمرتک اجعلک غنیاً لا تفتقر .

ای فرزند آدم : من بی نیازی هستم که نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به توامرکرده ام اطاعت کن تا تو را بی نیازی قرار دهم که نیازمند نشوی .

یا بنی آدم اَنا حیٌ لا اموت،اطعنی فی ما امرتک اجعلک حیاً لا تموت .

ای فرزند آدم: من زنده ای هستم که نمی میرم،مرادرآنچه به توامرکرده ام اطاعت کن تا تو را زنده ای قراردهم که نمیری .

یا بنی آدم اَنا اقولٌ لشیٍ کن ، فیکون ، اطعنی فی ما امرتک اجعلک تقول لشیٍ کن ، فیکون .

ای فرزند آدم :من به هر چیز بگویم باش می شود ، مرا در آنچه به توامر کرده ام اطاعت کن تا تورا چنان قراردهم که به هر چیزبگویی باش بشود .

شناخت خدا

برای شناخت خدا چند راه وجود دارد:

1-شناخت ذات:که هیچ وجودی حتی وجود نازنین پیامبر قدرت شناخت ذات را ندارند.چون هیچ سنخیتی بین وجود متناهی و وجود نامتناهی نیست.ملاصدرا می گوید:"هیچ اسم و رسمی ازآن نداریم".هر چه از حق می دانیم تجلی حق است.یعنی تجلی اسماء و صفات خدا و فعل خداست.الله خدا نیست،تجلی ذات خداست.

نخستین تجلی وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) است وبزرگترین فعل خداست.(اول ما خلق الله روحی:اول چیزی که خداوند عزوجل خلق کرد روح من بود.)

برای شناخت خدا گفتیم که از ذات هیچ شناختی نداریم پس به سراغ شناخت اسماء و صفات و فعل خدا و ولایت و ولی خدا می ریم.

همینجا یه سوال رو توی ذهنتون داشته باشید و بهش فکر کنید:

آیا می تونیم بدون پیامبر و ولی خدا با خدا راز ونیاز کنیم؟

بعدا به این سوال جواب می دیم.

2-شناخت خود انسان:

در حدیث آمده است:مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه.هرکس خودش را بشناسد خدای خودش را شناخته است.

انسان باید حجاب ها ولایه های درونش را یک به یک کنار بگذارد تا عَرَفَ ربَّه بشود.

هشت لایه وجودی انسان عبارتند از:فؤاد-عقل-روح-نفس-طبع-مثال-ماده-جسم.

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند:آیا تو فکر میکنی یک وجود کوچک هستی در حالی که کل عالم در وجود تو نهفته است؟

                    عوالم مافوق ماده (ملکوت-جبروت-ماهوت-لاهوت)

عوالم وجود{

                    عوالمی که با میکروسکوپ قابل مشاهده نباشند.

3-شناخت فرشتگان:مخصوصا فرشته موکل و روح حامی که به انسان بسیار کمک میکنند.

اقسام عرفان

انسان ابعاد مختلف دارد و در هر بعد باید تعالی یابد تاعرفانی شود.بعد روحانی و جسمانی.بعد فکر(ذهنی)و بعد قلب(نفسی).

بر این اساس عرفان هم به دو قسم است:عرفان نظری و عرفان عملی.

عرفان نظری: آن شناختی است که می تواند ذهن و فکر انسان را تقویت کند.در وافع یک نوع جهان بینی به انسان می دهد و همان ایدئولوژی شخص می شود.

عرفان عملی آن نیرویی است که نفس انسان را تقویت میکند.حقیقت وجودی انسان را تقویت میکند.

این دو وابسته بهم اند واگر در یکی از این ابعاد لنگ بزنیم در واقع در کل لنگ میزنیم.

امام سجاد(ع):خدایا پناه می برم به تو از شبهات و شهوات.شبهات همان خطاهای ذهنی انسان است که عرفان نظری در آن به کمک مان میآید و شهوات خطاهای نفسانی است که برای آن از عرفان عملی کمک میگیریم.

عمل و رفتار عارف بر اساس شناخت عرفانی‌اش است، اگر عارف خطا در عمل داشته باشد به عرفان نظری غیر صحیح او بر می‌گردد، عرفانی كه نتواند در عمل ظهور كند عرفان نیست.

برخی بین عرفان نظری و عملی تفكیك قائلند و حتی آن­ها را متباین می­دانند، می­گویند: ممكن است برخی عرفان نظری­شان خیلی خوب باشد و كتاب­های فلسفی و عرفانی بنویسند و درس توحید بدهند اما در عمل بویی از خداپرستی ومعنویت نبرده؛ دارای حب نفس، خودخواهی و منیّت بوده و عرفان عملی­شان ضعیف باشد. از طرف دیگر برخی عرفان نظری نمی­دانند، ولی اعمالشان از مرتبه­ی عرفانی بالایی برخوردار است مثل شهدای جنگ تحمیلی كه یك شبه ره صد ساله پیمودند.

باید گفت عرفان نظری با عملی درهم آغشته­اند؛ دو بعد وجودی یك نفر هستند؛ هم چون دو روی یك سكه. افرادی كه در عرفان نظری رشد كرده­اند اما عرفان عملی ندارند در واقع عرفان نمی‌دانند؛ این، شبه عرفان است همان آگاهی اصطلاح صرف، لباس عرفان دارد اگر بشود به آن عرفان گفت مرتبه­ی بسیار پایین آن است. همانطور كه نور خورشید نور است نور كبریت هم نور است به نور كرم شب تاب هم نور اطلاق می­شود اما حقیقتآ نور نیست. از نور توقع حرارت، گرمی، انرژی، صفا و روشنایی داریم؛ این نورها، شبه نور است. مگر می­شود كسی ایمان به خدا بیاورد و اعمالش خراب باشد؟! چنین فردی عرفان نظری ندارد؛ بلكه یك سری اطلاعات و اصطلاحات عرفانی می­داند و از عرفان نظری حقیقی و بینش صحیح محروم است.

اما گروه دوم كه عرفان نظری ندارند ولی در عرفان عملی، تهذیب نفس و خودسازی رشد زیادی داشته­اند این افراد در واقع فقط اصطلاحات عرفان نظری را نمی­دانند، ولی بینش و معارفی كه منجر به عرفان عملی می­شود را دارا هستند. پس عرفان عملی و نظری به هم پیوسته و تفكیك­ناپذیرند.

حضرت علی(ع) میفرمایند:هیچ حرکتی نیست مگر اینکه آن حرکت نیازبه معرفت و شناخت داشته باشد.پس عرفان نظری مهمتر است.

عرفات یک حقیقت است.مثل نوری که از جایی تابیده و به یک تاریکی منتهی شده.

امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:اگر حق ناب را می دادند؛کسی به سراغ باطل نمی رفت.اگر باطل ناب را هم می دادند کسی سمت و سویش نمی رفت .(با هم بودن حق و باطل و سختی تفکیک)

به این عرفان عرفان عرشی می گوییم چون تنها راهی است که می تواند به عرش خدا برساند.به این عرفان از لحاظ سالکین عرفان مقربین گفته می شود.السابقون السابقون اولئک المقربون(کسانی که به آنه نعمت دادیم نبیین،شهدا،صالحین و...).در عرفان مقربین راهکارهایی ارائه شده که هرکسی با هر موقعیتی بتواند به عرش خدا برسد.راهکار آن هم خلوص نیت است.رمز و راز این عرفان این است که انسان دوبعد دارد.روح(وجود) و ماهیت(جسم).وقتی انسان به خودش نگاه کند میشود منیت.وجود شیطانی می شود و از خدا دور.اما اگر به بعد روحانی نگاه کند وجودش خدایی و تجلی حضرت حق می شود.رمز و راز در این عرفان این است که انسان منیت را زیر پا می گذارد و به حق نگاه میکند. و مهم است که در سلسله افرادی قرار بگیرد از پیری به پیری و به اما زمان(عج) اتصال پیدا کند.شرایط پیر بعدا گفته خواهد شد.

دوستان لطفا سوالات خودتون رو در قسمت نظرات بگذارید.

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ و آلِ  مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ جعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ عفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ قضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.




[ شنبه 5 شهریور 1390 ] [ 06:05 ق.ظ ] [ راهی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :