تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصَلّی وَتَقْنُتُ

 

دیدم به خواب دوش که ماهی بر آمدی

کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

تعبیر رفت یار سفر کرده می رسد

ای کاش هرچه زودتر از در درآمدی...

حلول ماه ربیع الاول رو به همه ی دوستان تبریک میگم...

 

یک حدیث زیبا که احتمالا برای همه ی ما جالبه:از امیر المومنین علیه السلام می پرسند که همراه هر انسانی چند ملک هست؟(خیلی تلاش کردم متن عربی اش رو براتون بیارم اما متاسفانه امکانش حاصل نشد،نشانی حدیث رو خدمتتون می گم اگر مایل بودید اونجا ملاحظه کنید:بحارالانوار جلد5،صفحه 324،حدیث 12)

حضرت پاسخ میدهند:در نزد هر انسانی 20 فرشته وجود دارد.

یک فرشته در سمت راست که کار نیک رو می نویسه.او هر یک عمل نیک رو 10 تا می نویسه. و یک فرشته در سمت چپ که گناه رو می نویسه.او هر عمل رو فقط یک عمل می نویسه. اگر انسان گناهی انجام بده فرشته سمت چپ از فرشته سمت راست می پرسه آیا بنویسم؟ چون فرشته سمت راست امیر فرشته سمت چپ است.او جواب میده:عجله نکن،شاید استغفار کنه یا کار خوبی انجام بده. همانا خداوند تبارک و تعالی می فرماید:إن الحسنات یذهبن السیئات(همانا کارهای نیک کارهای بد را از بین می برد) . براستی که خدای رحمان می فرماید من توبه پذیرم.او صبر می کند و تا 3 بار این سوال را تکرار میکند .پس از آن اگر توبه نکرد یا کار خیری انجام نداد فرشته سمت چپ می پرسد:آیا بنویسم؟؟فرشته سمت راست می گوید:بنویس بر این شقی محروم که حسنه ای نداشته و توبه نکرده . (در حدیث دیگری است که این فرشته تا 7 ساعت صبر میکند)دوفرشته دیگر هم وجود دارد یکی در جلوی انسان و دیگری در پشت سر قرار دارد.یک فرشته جلوی موهای پیشانی انسان. دو فرشته بر دو لب. یک فرشته در داخل دهان. و دو فرشته هم بر چشم های انسان قرار دارند.اینها 10 ملک هستند بر هر انسانی.و ملائکه شب جدای روز اند.یعنی ده ملک هم به همین شکل در شب برای انسان هستند.ملائکه لیل ،ملائکه نهار.ملکه نهار از طلوع فجر تا غروب خورشید و ملائکه لیل از غروب تا اذان صبح.به همین خاطر است که نماز شب نزدیک اذان صبح ثواب بیشتری داره و توسط دو ملک نوشته میشه.چون زمان عوض شدن ایشان است و هردو ملک اون رو می بینند و ثبت می کنند.

یک نکته جالب:چرا در بین این همه برای گوش فرشته ای ذکر نشده؟؟؟؟؟؟؟

گوش از جمله قوای ورودی غیر قابل کنترل هست.و نمی شه اون طور که چشم و اعضای دیگر رو در مقابل حرام کنترل می کنیم گوش رو هم کنترل کنیم.وقتی چشممون به حرام می افته میشه چشم رو بست اما وقتی گوشمون حرامی رو می شنوه نمی شه گوش رو بست.به همین علت می گن اگه جایی هستی که داره غیبت می شه از اون مجلس بلند شو.

وقتی از خواب بیدار می شیم گوش اولین قوه ای است که به کار می افته.همین طور وقتی جنین شکل می گیره اولین چیزی که به کار می افته گوش هست.در حال احتضار هم آخرین قوه ای است که از کار می افته...و این قوه در قوای دیگر اثر داره.و از جمله بحث های حرمت موسیقی هم اثری است که اعضا بر هم دارند.حتما شعور آب را شنیدید.اینکه جمله زیبا و زشت بر مولکول های آب تاثیر داره.و از اونجایی که دو سوم بدن انسان رو آب گرفته گوش دادن موسیقی حرام بر بدن انسان اثر نا مطلوب می گذاره.و از این رو گوش دادن موسیقی حرام در دوران بارداری هم بر نطفه تاثیر می گذاره و شکل مولکول ها رو تغییر میده.

قرآن ترتیب اثر اعضا برهم رو در آیاتی از جمله آیه 36 سوره اسرا به این شکل بیان می کنه:إنَّ السَّمعَ و البَصَرَ و الفُواد...

ترتیب اونها همیشه به همین شکله.گوش بر روی چشم اثر می گذاره و چشم بر روی قلب اثر می گذاره.یا آیات زیادی داریم که به این دو کلمه ختم میشه:سمیعٌ بصیر.در واقع چشم و گوش است که قلب رو پاک نگه میداره.و یا آیه دیگری در سوره بقره:خَتَمَ اللهُ عَلی قُلوبِهم و سَمعِهِم واَبصارِهم.که اشاره به همین نکته داره.

اما بریم سراغ بحث خودمون راجع به آقا امام زمان عجل الله تعال فرجه شریف و زمان ظهور حضرت.

زمان ظهور آقا رو اعلام نمی کنند اما یکی از بارزترین علائم ظهور ایشان طبق روایات این است که جهان پر از ظلم و فساد میشه.ظاهر این مسئله این است که اگرفساد لازمه ی ظهور است پس فساد من به ظهور کمک میکنه و قیام باعث تاخیر در ظهور میشه پس قیام ظلم است و فساد ، خوب.

جواب نقض به این ادعا این است که در طول تاریخ زمان های زیادی بوده که ظلم و فساد زیادی وجود داشته .جنایات هیتلر،فلسطین و...همه و همه حکایت از این ماجرا داره.پس فساد و فراگیری ظلم تنها علت ظهور نیست.

برای روشن تر شدن بحث ، به این سوال در ذهن خودتون جواب بدید و بعد به ادامه ی مطلب رو بخونید.

آیا بشریت رو به بهبود و صلاح میره یا فساد و بدبختی؟؟؟؟؟؟

دو نظریه وجود داره:

1.آینده ی بشر خیلی خوب است و به سوی صلاح میره.وعلم در حال یکه تازی است.عقیده ی ساینتیسم ها،مادی گراها

2.بشر به سمت بدبختی و نابودی میره.مثل بودایی ها وادیان هند و مکاتب شرقی.

آنها معتقدند که چهار دوره درتاریخ وجود داره.طلا ،نقره،مس و آهن.دوره ی طلا دوره ای بود که همه از طلا استفاده می کردند .در زمین گیاهان خشبو وجود داشت و همه جا سرسبز بود.همه جا صلح و صفا بود.در واقع یک دوران طلایی بود.گویی همان بهشت آدم و حوا.دوران نقره حدود 10000 سال پیش و در مرتبه ای پایین تر از دوران طلایی.دوران مس حدود 8000 سال پیش. و دوران آهن از زمانی شروع شد که بشر به آهن پی برد.هرچه این دوران پیش میرود سخت تر می شود.خشونت و ...بیشتر می شود.غول های آهنی(قطار و هواپیما و...)ظهور می کند.و این عصر پیش می رود تازمانی که کالکی ظهور کند.کالکی نماد خداست که می آید و بشریت رو نجات میدهد.

بیماری های لاعلاج،بن بست های علمی،انفجار جمعیت همه و همه گویی بیانگر این واقعیته.این که انگار باید راهی به سوی معنویت باز بشه.واین نیاز رو در استقبال از عرفان های کاذب به وضوح می بینیم.

اما ساینتیسم ها معتقدند که جهان در حال پیشرفت است و هر روز رفاه بیشتر می شود.امروز مسیرهای طولانی رو با کمک وسایل نقلیه ای مثل هواپیما در چشم بر هم زدنی طی می کنیم.(شاید داستان سلیمان نبی که شخص صاحب نظری تخت بلقیس رو در چشم بر هم زدنی برای سلیمان(ع) آورد بخواد این رو به ما بگه که چیزهایی در دنیا هست که ما از اون بی خبریم.و امروز می بینیم که مشابه اون امر، ساخت چنین وسیله ای، بروز کرده).این نظریه موافق ها و مخالف هایی داره.کتاب سقوط غرب در پاسخ به این که آیا بشر به سمت آینده ی مطلوب پیش میره این رو مطرح میکنه که تمام امکاناتی که به ظاهر رفاه بشر رو فراهم کرده همه به نحوی منفی است و از سویی دیگر برای بشر مضر.داروهایی شیمیایی در ظاهر شفابخش اما از جنبه ی دیگر دارای عوارض.رایانه به ظاهر مثبت اما در واقع منفی. مایکرو ویو یک وسیله رفاهی با اون مضرات و و و ...

درواقع به ظاهر پیشرفت می بینیم.اما این پیشرفت حقیقی نیست.

برگردیم به سوال اول:آیا بشریت رو به صلاح و بهبودی میره یا فساد و بدبختی؟؟؟؟؟

جواب:بشر هم در بعد فساد به اوج خودش می رسه و هم در بعد صلاح.و این دو جریان پا به پای هم پیشرفت می کنند و به جایی میرسه که دیگه این افراد نمی توانند همدیگر رو تحمل کنند.

آیه 179 سوره انفال:خداوند بر آن نیست که مومنان را بر این حالی که هستید رها کند.تا جایی که خبیث و طیب کاملاً از هم جدا می شوند.

در آخر الزمان هر دو جریان حق و جریان فساد به اوج خود می رسند.(شیطان پرستی و عرفان های کاذب رو از یک سو و از سوی دیگر علما و عرفای بزرگ،شخصیت های برجسته رو داریم.) انقلاب ما نمونه ی کوچکی است(اوج فساد و اوج هواخواهی امام)از طرفی این رو داریم که در زمان ظهور آقا دنیا وارد ملکوت میشه و از افراد عادی کرامات سر می زنه.افراد عادی جن ها رو می بینند.این یک دفعه ای نیست بلکه یک پروسه است.خود افراد هستند که دارند خودشون رو به این حالات نزدیک می کنند.

گفتیم که شیطان در مقابل الله نیست در مقابل امام زمان و رحمان است چون او با عبادت خداوند مشکلی نداشت بلکه از سجده بر خلیفه خدا ابا کرد.اصلی ترین دشمن امام زمان ابلیس است و چون شیطان بدست ایشان کشته میشه پس تلاش می کنه که حضرت ظهور نکنند و سعی می کنه ظهور رو منتفی کنه.از جمله کارهای او انکار است(اصلا ظهوری در کار نیست،خرافه ای بیش نیست) و دیگری تحریف(مثل بابیّیت).سوم سیاه نمایی می کنه و حقیقت رو نشان نمی ده.ایشان رو یک فرد خشن و سنگدل نشان میده(اگه امام زمان ظهور کنند همه رو از دم تیغ رد می کنند) و چهارم شبیه سازی میکنه .

نکته ای که قبلا هم به اون اشاره کردیم این است که در اون زمان شیطان کشته میشه اما هوای نفس وجود داره و تنها عامل خارجی از بین میره.و به همین دلیل زمینه ی گناه و خطا نسبت به قبل خیلی پایین می آد اما از بین نمی ره.مثل کاشتن گندم در یک زمین حاصلخیز و یک زمین لجنزار طبیعی است که در زمینی که همه ی امکانات وجود داره گندم راحت تر رشد میکنه.

در آن زمان حدوداً بهشت می شه.همان بهشتی که آدم و حوا در اون بودند دوباره ظاهر میشه.مثل پیامبر که نمونه ی هو الاول والآخر هستند.ایشان اولین خلق هستند و آخرین پیامبر که به این زمین خاکی اومدند.مثل کاشت یک انار آنچه که در ذهن است (یک انار کامل)آخرین چیزی است که ظهور پیدا میکنه.

آیا بعد از ظهور دنیا تمام میشه؟؟چون بعد از ظهور آقا باید خلیفه اللهی تحقق یابد پس بعد از ظهور قیامت صورت نمی گیره.یعنی ظهور با قیامت همراه نیست.

عبارتی وجود داره که دو نفر که نقیض هم هستند این رو گفته اند.امیر المومنین و بوش."هر که با ما نیست علیه ماست".پس اونها(غرب) هم به این نتیجه رسیده اند که دو جبهه بیشتر وجود نداره.در آیه الکرسی هم رفتن از ظلمت به نور و نور به ظلمت رو داریم که نتیجه نور به ظلمت جاودانه بودن در آتش است.

در جنگ بین این دو نمی شه کنار کشید.مگر آنجا که امیر المومنین گفته اند در جایی که دو باطل با هم در گیر می شوند.اما اگر بین حق و باطل کنار بکشی میشی باطل.راه سومی وجود نداره.راهکار حنیف بودنه.باید در متن بود نه در حاشیه.خدای متعال در آیه 11 سوره حج می فرماید در جنگ بین حق و باطل کسانی که کنار می کشند از همه بیشتر ضرر میکنند."از مردم کسانی هستند که خدا را فقط به حرف اطاعت می کنند.اگر خوبی به آنها رسد اطمینان پیدا میکنند و اگر مصیبت و آزمایشی پیش بیاید رویشان را بر می گردانند.آنها زیانکار دنیا و آخرتند واین است خسران مبین و آشکار."

این شخص از کافران هم زیانکار تره.چون اگر در کفر بود این امکان وجود داشت که برگرده. به این جهت که فساد رو داره میبینه.با فطرت پاکش و یک تلنگر ممکنه برگرده.اما همیشه در وسط بودن باب توجیه رو باز میکنه و راه بازگشت رو عملاً می بنده.حالا چرا ما پیشرفت نمی کنیم؟؟؟چون وسط ایستادیم. همه ی دین رو قبول نداریم.(تقلید؟چه لزومی داره؟حجاب؟چرا؟؟مسئله رنگ در جامعه؟برای چی؟؟؟همه حکایت از منیت های ما داره...)

بحث رو جلسه ی بعد دنبال می کنیم انشاءالله...

اما جدا از بحث اصلی راجع به مکروهات نکته ی ظریفی ممکنه براتون جالب باشه.

مکروهات دو دسته هستند:مکروهات عبادی و افعالی.

مکروهات عبادی:اگر در عبادات بگن انجام چیزی مکروهه....مثل قرآن خواندن در ایام خاص برای خانم ها.

مکروهات افعالی:اگر عمل به فعلی حکم مکروه رو داشته باشه.مثل خواندن کتاب در تاریکی و در حال حرکت.فوت کردن در غذا.شانه کردن مو در حمام و ...

نکته ی جالب توجه اینه که مکروهات افعالی انجام ندادنش بهتره،اما مکروهات عبادی انجام دادنش بهتره.چون مکروه در عبادات یعنی أقَلُ الثَّواب.به این معنی که کمترین ثواب رو داره.پس چون ثواب داره(هر چند کم)انجام دادنش بهتره.

برای مثال خواندن قرآن با طهارت ثواب خیلی بالایی داره.خواندن قرآن بدون طهارت هم ثواب داره اما در مرتبه ی پایین تر.کسی هم که قرآن رو نمی خونه مسلماً در مرتبه ای پایین تر از هر دوی اینها قرار داره.پس مطمئنا خواندن قرآن در این ایام بهتر از نخوندن قرآن در آن هست.(به جز چهار سوره)

لطفا اگه سوالی راجع به مطالب دارید اون رو در قسمت نظرات بگذارید...

یاحق...

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا و لِوالِدَی والِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 08:38 ق.ظ ] [ راهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :