تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

السَّلامُ عَلَیکُ فِی الَّلیلِ اِذا یَغشی وَ النَّهارِ اِذا تَجَلّی

 

راجع به مصایب اهل بیت علیهم السلام

سختیهایی که اهل بیت علیهم السلام متحمل میشوند به خاطرارتکاب گناه نیست .

درموردپیامبران، پیامبران پیشین ترک اولی داریم. یعنی بین خوب وخوب تر ممکن است خوب را انجام دهند.اما برای پیامبر همان هم میشود بد. برای انسانهای عادی گناه حجاب ایجاد میکند.برای انسانهای بالاتر مکروه میشه حجاب .

اگرکسی اهل گناه است از اوترک مکروه را نخواهیم . برای اهل بیت علیهم السلام واولیا ترک اولی میشه حجاب مثل حضرت یونس(ع)که مجازات میشوند یا حضرت یعقوب(ع) که چندیتیم درهمسایگی اش بود و بوی بره بریان شده اش به بچه های یتیم میرسه. خداوند به ایشان میفرماید دوری از یوسف برای این اشتباه بود.انسان عادی اگر مرتکب همین عمل بشه مجازات نمی شه اما حضرت یعقوب که پیامبر خداست و دارای مقامات مجازات میشه.

امادر مورد اهل بیت علیهم السلام حتی ترک اولی هم نداریم پس این همه مصیبتی که ایشان متحمل شدند چیست؟آن همه گریه و زاری به هنگام عبادت برای چیست وقتی گناهی مرتکب نمیشوند؟آن استغفارهابرای چیست؟

راجع به این مطلب چند نظریه وجود دارد یکی این است که: همه اینها برای این است که به دیگران تعلیم بدهند.چنین چیزی با عقل سلیم جور در نمیادکه چیزی وجود نداشته باشه و ایشان فقط برای تعلیم به دیگران چنین رفتاری را داشته باشند.

دومین نظر هبوط است .تمام انسانها وقتی از حضرت حق هبوط پیدا می کنند هبوطشان حجاب خلق میکند و وقتی بالامیروند همین حجابها را خرق میکنند.این موانع خودش منشاء دوری از حق است و اینها عملا خودش برای انسان گناه محسوب میشه.

سومین نظر: حتما شنیدیم که نگاه به عالم عبادت است (از لحاظ علمی کمترین دلیلش این است که انرژی مثبت میگیری. هاله های نورانی افراد برای اهل دل قابل رویت است)از طرفی وقتی با کفار مراوده داریم ناخودآگاه آثار منفی را اخذ می کنیم.در مقابل اخذ این آثار منفی باید یک سری خرق حجاب ها هم وجود داشته باشد.گفتیم اهل بیت اصلا برای این آمده اند که کفار رو هدایت کنند که همین عمل خودش عبادت است.این رو باید لمس کنیم.

مثل عاشق و معشوقی که عاشق هم هستند.عاشق میره که برای معشوقش یک هدیه قشنگ تهیه کنه.اون هدیه رو برای معشوق تهیه کرده، اما برای اون متحمل دوری شده پس همین هم خودش حجاب میشه.پس اهل بیت علیهم السلام به خاطر همین حجاب هایی که خودش عین عبادته چون برای معشوق(خداوند )هست ،اما بالاخره حجاب و مانع ایجاد کرده.استغفار و گریه و زاری میکنند و متحمل مصایب می شوند.

هرچه ارتباط بین خدا و انسان تنگاتنگ تر باشه در اون صورت دیگه کوچکترین چیزها هم خودش رو خیلی نشان میده.

آدم(ع)هبوط کرد. اما در مورد اهل بیت علیهم السلام هبوط نداریم.بزرگان می گن:وقتی آدم علیه السلام از بهشت هبوط کرد؛اگر خودمان رو جزو ذریه آدم بگیریم،اهل بیت علیهم السلام در صلب آدم نبودند.بلکه اهل بیت علیهم السلام خواستند و تمنا کردند که وارد این عالم بشوند و سایرین رو بکشند بالا.

لایه های وجودی(مُلک ،ملکوت، جبروت، لاهوت، هاهوت) مثل لایه های پیاز اما با فاصله اطراف ما هستند.در عالم مُلک یک گناه کوچک صورت می گیره ،معادل اون گناه در عوالم بالا می ببینیم چقدر بزرگ می شه.برای پاک کردنش هم همینطوره.اینکه یک نقطه رو پاکش کنیم خیلی راحت تر از اینه که یک لکه ی بزرگ رو پاک کنیم.

اولین مرحله در عرفان عملی ورود به عالم برزخ است.در واقع نقطه وصل عالم ناصوت(مُلک،همین دنیا) به عالم ملکوت است.اگر بخواهیم حوادث عالم رو تفسیر کنیم نیاز داریم تا چشممان باز شه.از طرفی نیاز داریم تا آن عالم که نزدیکترین عالم به عالم ماده است رو بشناسیم.عرفان های انحرافی هم از همین راه وارد شده اند.لذت هایی رو معرفی می کنند که مردم پی آن می روند.پس باید آن را خوب بشناسیم تا گمراه نشیم.

در علم الیقین استاد را داریم شخص در این مرحله به یک ثبوت ذهنی میرسه. در علم الیقین پیر و در حق الیقین ولی الله اعظم را داریم .

عرفان شهدا هم که یک شبه ره صد ساله را رفتند همین مراحل رو داشت اما از طریق ولایت بود.صد در صد در سلسله ولایت بودند. آنها از طریق ولایت به این مقام رسیده بودند .

در رابطه با عدم سنخیت با شیطان بحث کردیم از نظر عملی به کسانی نزدیک شویم که شیطان نمیتواند به آنها نزدیک شود و از لحاظ علمی مطالبی را بگیریم که شیطان در آنها دسترسی ندارد. یعنی قرآن و احادیث اهل بیت . اگر مرتب ذکر خدا را بگیم شیطان فرار میکند . اگر راه نجات را ظهور ، شهادت و راه ولایت بدانیم شیطان مسخر میشود . به جا ی اینکه بگیم دست به طلا میزنم پِهن میشه بگم چه کار کنم که از شر شیطان خلاص بشم . به جای رجوع به دعانویس باید حرز ولایت داشته باشیم یعنی اطاعت محض از پیامبر و اهل بیت علیهم السلام تا .......پدر و مادر و همسر. به امام خمینی گفتند دارند شما را سحر میکنند ایشان گفتند من ضدّ جادو هستم.(از طریق ولایت)

جن و ...مثل شیرهای درنده ای هستندکه تا زمانیکه پشت قفسیم با ما کاری ندارند اما اگر مغرور بشیم که میتونیم شیر را رام کنم شکی نیست که ممکنه بتونیم ، اما احتمال اینکه شیر بر ما غلبه کنه بیشتر است . بخاطر همین حرام است . معوذتین (سوره ناس و فلق ) واقعاً شر امور منفی را از انسان بر میدارد .

حرز و لایت یعنی همانطور که از جاده ولایت فیوضات به ما میرسه از طریق آنها تمام شرها هم دفع میشه .

سه را مهم در جهان وجود داره . کسانیکه از یکی از این راهها بروند به خدا میرسند و میتونند رهایی و نجات پیدا کننند و نجات هم پیدا میکنند :

اول راه عشق و عرفانه . از طریق دل، از طریق سیر و سلوک احساس وجود خدا را میکنند . عرفا و کسانیکه در این مسیر هستند از طریق نماز شب ،تهذیب نفس ، زهد و ریاضت و روزه طولانی میخوان و میتونن که به خدا برسند مثل آیت الله کافی ، میلانی ، کمره ای ، نخودکی ، عماد ، بهجت ، امام خمینی . اینها از طریق دل و عشق به خدا رسیدند .

دوم راه علم و عقل : این افراد از طریق تفکرو اندیشه به خدا میرسن .اینها فلاسفه و دانشمندان هستند که تلاش میکنند با مطالعه در عالم و مخلوفات خدا و تفکرو تعقل در آفرینش و هستی به خدا برسند . اینها از طریق عقل راه کمال طی میکنند . حدیث داریم که یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال ( یک عمر )عبادت است. مثل بوعلی سینا ، شیخ اشراق ، ملاصدرا ، ابن عربی و امام خمینی .

بین دو مورد اول و دوم اختلاف این است که مورد اول اهل دل هستند که به کشف و شهود میرسند و علمشان شهودی است اما فلاسفه استدلالی و در پی دلیل هستند . در واقع برای هرچیزی دو دو تا چهارتا میکنند جالب این که هیچکدام از این دو گروه دیگر رو قبول ندارند . آقای دولابی میگن این بشر گردن کلفت میخواد خدا رو اثبات کنه. چیزی رو که میبینی دیگه چه نیازی به اثبات است ؟چی رو میخوان اثبات کنن؟

البته جمع بین این دو گروه هم مطرح هست که این گزینه بهتری است در واقع نباید خود را محدود کنیم ( امام خمینی ) .

راه سوم : راه قانون و فقه ، راه شریعت و تقوا . اینها اهل دیانت هستند . فقها هستند . برخی افراد قانون مدار و قانون پذیرند.اصلاً در وجودشون دارای تقوای دینی هستند اینها از طریق رعایت حلال و حرام و مستحب و مکروه به خدا میرسند حتی با دینهای متفاوت ، حتی شخص بی دین . هر فردی اگر قوانین دین خودش رو پیاده کنه و ذاتاً قانون مدار باشه و در زندگیش نظم را رعایت کنه به خدا میرسه . مثلاً کسی که پلیس باشه یا نباشه از چراغ قرمز رد نمیشه ذاتاً تقوا داره . تقوا مال دین نیست یک امر انسانی است البته با مراتب. شخص با این ویژگی به خدا میرسه .

حالا جواب سوال جلسه قبل . بوعلی سینا میگه وقتی به دنیا اومدم دنیا را مشبک می دیدم (انقدر حافظه قوی داشته که توری که بدو تولدش بالای سرش بوده رو یادشه ) یا علامه حلّی در دوازده سالگی مجتهد بودند .

اما خداوند فیاض علی الاطلاق است . مسلماً در این دنیا راه حلی قررا داده است که حتی بدترین فرد هم بتونه مسیر تا بی نهایت را طی کنه . راهی بسیار ساده . خدمت خالصانه به خداوند . اینکه هر عملی که انجام میدیم با اجازه خداوند ان را تقدیم کنیم به ولی . اکسیری است . این همان راه ولایت است . مطیع محض ولی بودن . این مسیراز آن سه راه دیگر بالاتر است و از لحاظ علمی هم قابل اثبات است . علم عرف ،فقها،فلاسفه،اصلا بالاترین علم ممکن هرچقدر باشد مثلا ایکس است. کل علم جهان چقدر است ؟ بی نهایت . اگر علم بالاترین فرد ممکن رو نسبت به علوم موجود در جهان بررسی کنیم ایکس به روی بی نهایت مساوی صفر است . (X/=0)یعنی اگر از بالا علوم افراد متفاوت را نگاه کنیم حتی بالاترین انسانها علمشان صفر است . فرقی نمیکند چه علمی باشد . ارزش یک وجود زمانی است آن وجود خودش رو به بی نهایت وصل کنه و دستش رو در دست ولی قرار بده . در این صورت به هدف و اون بی نهایت رسیده است .

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه است

خصوصیات مسیر چهارم : اول ، صراط مستقیم یکی بیشتر نیست و در برابر این صراط سبیلها هستند . به قول صوفیان راههای رسیدن به خدا به تعداد انسانهای روی زمین است . اما تنها یک مسیر مستقیم بین خدا و انسان است و این راه ،تنها راه است . در این راه مستقیم انحراف محال است .خود خداوند در قرآن میفرماید اهدنا الصراط المستقیم ... مستقیم غیر از ضالین و مغضوبین است . کسی که سوار سفینه النجاه حسین شده رفته است ،انحراف ممکن نیست، صراط اینگونه است. اما کسی که حتی به بالاترین مقامات درسه راه دیگر برسه باز هم ممکن است سقوط کنه. در مسیر سیاسی هم خیلی فتنه ها هست . ملاک دستمون باشه اگر ولایت دستمان باشد دیگه منحرف نمیشیم .

دوم ،در سه مسیر قبل اگر به حد کفایت انجام دهیم به آن میرسیم، اما رسیدن به مقامات بالا و عرش الهی بدون مسیر چهارم امکان پذیر نیست . پیامبر اکرم صل الله علیه و اله وسلم در حدیثی که مضمونش چنین است می فرمایند یا علی و شیعتك على منابر من نور مبیضة وجوههم حولى فى الجنة و هم جیرانى ( یاعلی و شیعیان تو در قیامت بر منبرهائى از نورند در حالى كه چهرهایشان سفید و درخشان است اطراف من در بهشتند و آنان همسایگان منند) یعنی تابع ولایت در عرش هستند .این امکان برای دیگران نیست مگر سه گروه دیگری که این شرط در آنها باشد -69 نساء: کسانی که اطاعت بکنند ،آنها با کسانی هستند که خدا به آنها نعمت داده ( طبق سوره حمد یعنی همان صراط مستقیم و طبق حدیث علی علیه السلام انا صراط المستقیم) . پس رفقای خوبی هستند برای آنها.

سوم، در عرفان سختی و تهذیب نفس و شب زنده داری هست . درفلسفه مباحث سخت و ... و در اجتهاد و فقه قدرت فهم و استدلال و استنباط نیاز هست اما راه چهارم خیلی راحت است فقط وصل و اطاعت است فقط در خلوص نیت است . هیچکس نمیتونه متوجه بشه جز خداوند . عملی است که فقط مال خودته و هرجور بخواهی عمل میکنی. خالصانه .

چهارم ، انسان بدون توانایی میتونه به این مسیر وارد بشه در راه اول ژنتیک، لقمه حرام ، طینت و غیره موثر بود و در راه دوم نیاز به عقل و هوش سرشار بود . در راه سوم قدرت استنباط خاصی میخواست . اما در مسیر چهارم کسی که هیچ توانایی و استعدادی نداره هم میتونه برسه . با خلوص نیت خودش، میشه مخلِص و وقتی این اخلاصش مورد توجه خدا قرار میگیره میشه مخلَص. شیطان میگه لاغوینهم الا عبادک المخلَصین . دیگه شیطان هم نمیتونه اغوایش کنه .

بحث رو جلسه ی بعد ادامه می دیم انشاءالله...

لطفا اگه سوالی راجع به مطالب دارید اون رو در قسمت نظرات بگذارید...

یاحق...

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا و لِوالِدَی والِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 07:50 ق.ظ ] [ راهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :