تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَاْموُلُ

 

همه ی ما اسیر بند ها و زندان هایی هستیم.این بندها و زندان ها به صورت جبری به ما تحمیل شده و مجبوریم با اونها زندگی کنیم.و اینها مانع میشه که ذات حقیقی ما،گوهر اصیل ما ،یعنی همان وجه الله آشکار بشه.حقیقت وجودی گرفتار دهها زندان است.به صورت زندان در زندان .هریک رو باید از طریقی شکست تا روح آزاد بشه و به حقیقت برسیم. با این بندها و زندان ها و نحوه ی از بین بردن اونها آشنا می شیم:

 

عالمی خداوند خلق کرده به نام جهنم(همین دنیا،مُلک،ناسوت).فرمود :کی میتونه بره جهنم و به یاد من باشه؟همه آمدیم پایین و باید سعی کنیم خلاص بشیم.

اولین بند و زنجیر طینت است که نمی گذاره روح ما پرواز کنه.(البته بحث طینت بحث مفصلی است که انشاالله بعدها به اون و علت تفاوت طینت ها می پردازیم).برا ساس روایات از کتب معتبر:برخی انسان ها از طینت(گِل) اعلی علیین خلق شدند اینها خوشبختند البته نه ظاهری و مادی.اینها روحشان به بهشت میره و در سعادت مطلق هستند.اما برخی از گِل سجین و نحس هستند ودر این میان برخی هم گِل آنها مخلوط است ،ترکیبی از سجین و علیین. اما اینکه چرا؟ در بحث عین الیقین است.آنجا که چشم باز میشه و بسیاری چیزها رو می بینه.

خدواند فرموده آنهایی که از طینت اعلی علیین هستند قطعی است که به بهشت ابدی میروند هرچند بر اثر خطاها و گناه ها مدتی در جهنم باشند اما سرانجام نجات پیدا می کنند و به بهشت داخل می شوند.لابِثینَ فیها اَحقاباً(در آنجا به اندازه ی یک حقب بسر می برند.در حالی که یک حقب 82 میلیون سال است؛توجه داشته باشید یک روز عالم ملکوت معادل 50 هزار سال دنیوی است).

اما گروه دوم آنها که طینتشان از سجّین است عموماً اهل نجات نیستند.آیا این قطعی است؟نه،به هیچ وجه.اراده ی حضرت حق است که اگر بخواهند بتوانند وارد بهشت شوند.در اسفل السافلین هم اگر اراده کنند می توانند اهل نجات باشند.

بداع در تکوین معادل نسخ در تشریع است.(نسخ یعنی اینکه یک آیه آیه دیگر رو نسخ می کنه،یعنی حکم آیه ای با نازل شدن آیه دیگر نسخ میشه).این افراد بداع شاملشان میشه.راهش چیست؟خبیث ترین افرادحتی کسانی که زنجیر های بعدی رو هم دارند می توانند رو به خدا کنند،با یاد خدا. خودشان رابرای خداوند خالص کنندو آن عمل خالصانه را تقدیم به وصی خداکنند.برخی هم مخلوط اینها هستند. در حالت عادی طینتشان مشخص نیست ،وقتی میمیرند (بد می میرند) مشخص میشه ذات شان بد بوده و کسانی که خوب میمیرند مثل حُرّ ها و... مشخص میشه طینتشان خوب بوده.

زنجیر دوم طالع انسان است.از نظر نجوم نقش افلاک در زمان بسته شدن نطفه و تولد در شخصیت انسان خیلی اثر داره.استرالوژی در بحث سماوی است.استرالوژی راجع به جایگاه ستارگان است و نقش و حرکت آنها در صور فلکی ، جایگاه قمر در برجها و مطالبی از این دست بحث می کند.(ایت ا...حسن زاده آملی از علمایی هستند که در این زمینه خیلی کار کرده اند.) ابوریحان بیرونی ،خواجه نصیر طوسی عمر خود راصرف این علم کردند.از طریق اون خیلی چیزها رو میشه تشخیص داد.

سومین زنجیر ژن است.وراثت هم در خُلق و هم خَلق اثر دارد (خَلق: از نظر ظاهری وقدرت فکر و...)(خُلق:صفات اخلاقی).از لحاظ علمی این صفات رو نمی توان از بین برد.روانشناسان تا امروز به این باور رسیده اند که این صفات به صورت خفته در میاید اما از بین نمیره. گاهی ژنی میبینیم هفت نسل بعد ظاهر میشه.خواه نا خواه انسان ها اسیر امور وراثتی هستند.

زنجیر چهارم: نطفه است.فردی که شرابخوار است .در حالت مستی نطفه ای بسته شده.بچه خبیث میشه.شکی در این نیست.روایت داریم که قاتلین ائمه علیهم السلام حرامزاده ها هستند.این افراد به راحتی میل به نیایش با خداوند رو ندارند.با انسان ها ارتباط خوب برقرار نمی کنند.برعکس نطفه هایی که مثلاً با دعای امام زمان بسته میشه خیلی خاص میشه.شیخ صدوق نمونه ای از اون هست.و نمونه ی بارزتر اون حضرت فاطمه سلام الله علیها.چهل روز جدایی پیامبر صلی الله علیه و آله از حضرت خدیجه.چهل روز مناجات وخلوت با خداوند.بعد معراج و سیب بهشتی که نیمی از اون رو حضرت خدیجه و نیمی رو پیامبر صلی الله علیه و آله میل کردند. و نهایتاً بسته شدن نطفه از آب سیب.این وجود در عالم نور خلق شده و حالا می خواد به زمین بیاد.پس همچین وجودی باید با لایه های نورانی خلقت پیدا کرده باشه.(لازمه ی خلقت وجودی که قرار است از او یازده معصوم پدید بیاد این است که زنجیرهای او هم به نحوی نورانی باشه).

برعکس زن و مرد مومنی رو در نظر بگیرید.مرد با فکر زن دیگری همبستر میشه.نطفه بوجود آمده مشکل دار میشه.(مثلاً بچه معلول به دنیا میاد).مثلاً اینکه زن و شوهر فیلمی رو با هم ببینند،آثار خوبی نداره.گاهی زِنا ها، زِنا های فکری است.فکر آلوده ی انسان آلودگی خلق میکنه.گاهی هم هیجان شدید مرد و زن تاثیر می گذاره.مثلاً ممکنه موجب هوش زیاد بچه بشه.اما از طرفی آثار منفی خباثت رو به دنبال داشته باشه.مثل امین و مامون.استاد آنها به هارون می گفت :مامون خیلی باهوش تر از امین است.اما از طرفی امین ساده و مامون خبیث بود.

5-لقمه:حرام و حلال بودن لقمه در گرایشات انسان تاثیر داره.اینکه اهل معنویت باشه یا اهل دنیا.اینکه مادری فاجره باشه، پدر دزد؛ در انسان خیلی تاثیر داره.لقمه ی حرام باعث میشه انسان از نام زیبای الله لذت نبره.زمانی که این نام جلوش برده میشه بی تفاوته.مومنین و مخلصین اینگونه نیستند.آنها وَجِلَت قُلوبِهِم هستند.این بی تفاوت بودن یکی از دلایلش لقمه است.اینکه از اهل بیت،قرآن و به طور کلی مذهبیون خوشش نمی یاد.ببین وقتی نام امیرالمومنین میاد چقدر می لرزی و متحول میشی.وجود عاشق نسبت به معشوقش اینطوره.اینچنین متحول می کنه انسان رو.لقمه حرام خباثت می آره.نمونه اش در زمان امام حسین علیه السلام که سپاهیان مقابل در هنگام صحبت امام هلهله می کردند.امام علیه السلام فرمودند می دانید چرا ؟چون شکمهایتان از لقمه های حرام پر شده.از آثار دیگر لقمه این است که نماز شب قضا میشه.حال عبادت از انسان گرفته میشه.اینکه سختی ها غیر قابل تحمل میشه.مادری که بچه اش رو با وضو، رو به قبله شیر داده و در روضه ی امام حسین علیه السلام شرکت کرده.از آثارش این است که بچه عاشق معنویت میشه.سختی ها رو تحمل می کنه.اهل آخرت و معنا میشه.

در شریعت حلّیت رو داریم:یعنی اگر در شرع یقین نداشته باشی که لقمه ای حرام است،می تونی اون غذا رو بخوری.در همین حد کفایت می کنه.اما در سیر و سلوک سختی بیشتری باید کشید.در طریقت باید شخص بیشتر رعایت کنه و این در عین الیقین شدیدتر میشه.به حدی می رسه که مثلا در چله ها شخص باید غذا رو فقط از پیرش بگیره.

اما مراحل پاک بودن غذا:

اول طهارت ظاهری.اینکه غذا به لحظ ظاهری بهداشتی باشه.هم در زمان درست کردن و هم در زمان غذا خوردن.

دوم طهارت باطنی است.اینکه مبتلا به حدث اکبر نباشه.یعنی غسل واجب به گردنش نباشه.پس غذایی که شخص جُنب یا حائض تهیه می کنه یا می خوره آثار منفی داره.در شرع داریم که حتی کراهت داره و انسان بوسیله ی وضو می تونه این کراهت رو برطرف کنه.طهارت درونی انسان تاثیرگذار است.

سوم مبتلا به حدث اصغر نباشه.یعنی بسم الله الرحمن الرحیم و یاد خداو ذکر بگه هنگام تهیه و خوردن غذا.

چهارم پاکی پولی است که با اون غذا رو تهیه می کنیم و مراحلی است برای اون:یک اینکه حلال باشه.هم نوع غذا (گوشت خوك وغیره نباشه) و هم پولی که با اون غذا رو تهیه می کنیم.ببین از عرق جبین بدست آمده باشه.با مغبون کردن نباشه.دو اینکه خمس آن پول داده شده باشه.وقتی شخص خمس میده مالش پاک میشه.وقتی اون پول دست امام معصوم میرسه،امام علیه السلام مثل یک دستگاه بزرگ فیلتر اون دارایی رو پاک می کند.

مسیحی ها اعتقاد دارند که مسیح علیه السلام آمده ما را به بهشت ببرد.او فدای ما شده که ما رو به بهشت ببره.پس ما هرکاری می تونیم بکنیم.خوب خودمدن هم كه در مورد اهل بیت همینطور تعبیر می كنیم .پس تفاوت ما با اونها در چیه؟تعبیر درست این است که فدای ما شدن یعنی اینکه ما از طریق عشق ورزیدن به او، مثل او رفتار کردن و هم سنخ شدن با او و ...پاک می شویم.نه اینکه گنهکار بریم و بعد شفاعتی باشه و ما رو پاک کنه.اگر اینجا ظرفیت مورد شفاعت واقع شدن رو داشته باشم ،آنجا هم این لیاقت رو دارم.در غیر این صورت شفاعتی وجود نخواهد داشت.

سه: پولی که از دست ولی بگیری .این پول پاکه.خمسش داده شده.دو مورد قبلی این شدت رو ندارند.چون صد در صد نمی تونستیم بگیم پاکه.مورد سوم مثل سهم امام .پولی که امام زمان علیه السلام به طلبه ها میده.به این منظوره که درس بخونند و سرکار نرند.چون ایشون نیاز به راویان حدیث دارند.جامعه نیاز به کسانی داره که این کار رو انجام بدهند.این پول پاک پاک است.

این بحث رو جلسه ی بعد دنبال می کنیم انشاءالله...

لطفا اگه سوالی راجع به مطالب دارید اون رو در قسمت نظرات بگذارید...

یاحق...

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا و لِوالِدَی والِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 27 اسفند 1390 ] [ 02:29 ب.ظ ] [ راهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :