تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

سلامٌ علی آل یاسین

 

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه، فاطمه است»

ایام سوگواری حضرت صدیقه ی کبری رو خدمت امام زمانم و دوستان عزیز تسلیت می گم.

 

توبه و استغفار

کسانی که گناه نکرده اند، مرتبه شان از کسانی که گناه کرده و توبه می کنند بالاتر است.اما نکته ای که وجود داره اینه  که خداوند می فرماید:اگر بنده های من اصلا گناه نمی کردند من افرادی رو خلق می کردم که گناه کنند و توبه کنند و من اونها رو ببخشم.

 

چون از صفات خداوند غفرانیت اوست. از صفات خداوند است که بنده را بیامرزد.اگر بنده ای نباشه که گناه کنه غفرانیت خداوند موضوعیت پیدا نمی کنه.قبلا هم گفتیم که شکل گناه در افراد مختلف متفاوت است.حتی در مورد پیامبران هم گفتیم گناه به نحوی که در ما وجود داره در مورد اونها صدق نمی کنه.گناهان ایشان در حد ترک اولی است.یعنی گاهی بین خوب و خوبتر ممکنه خوب رو انتخاب کنند.

اما در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهل بیت علیهم السلام.ایشان حتی ترک اولی هم ندارند.توبه ها و گریه ها و زاری های ایشان هم با توبه ها و گریه های ما تفاوت داره.گناه های آنها با ما فرق داره.حتی به کار بردن کلمه ی گناه در مورد آنها از ذیق مقال است.

ایشان وجود هایی هستند که به خاطر خداوند، از خداوند روی برگرداندند.برای اینکه بندگان را به سمت خدا ببرند.و همین روی برگرداندنشان هم عین عبادت است.اما خود این امر برای آنها حجاب ایجاد کرده است.

اینکه گریه ی اهل بیت علیهم السلام تصنعی است؛برای اینکه به افراد یاد بدهند، پذیرفته نیست.

این در بحث خلقت است.آن زمان وجود هایی خلق شدند.یک سری از وجود ها این مسئولیت رو پذیرفتند.ویک سری گفتند ما نمی خواهیم.دسته دوم اونهایی شدند که کاری به عالم خارج ندارند.خودشون با خدای خودشون عشق بازی می کنند.کاری ندارند که دیگران در چه حالند و به چه روزی گرفتارند.

عبد القدوس عارف بزرگ هندی گفته است: محمد(صلی الله علیه و آله) به معراج رفت و دید و برگشت.اگر من جای او بودم هرگز بر نمی گشتم.

علامه حلی پاسخ زیبایی به این عارف دادند:تو را نبردند(این ظرفیت را نداشتی که بری).محمد(صلی الله علیه وآله)کسی است که رفت و دید؛وجودش را تقدیم رضای حق کرد و به خاطر رضای حق برگشت.تا دیگران را بالا ببره.

اما در چله گیری ها دقت کنیم آنجا بحث خودسازی است،دیگر سازی نیست.خودم سعی کنم از دنیا دل ببرم،ایثار کنم،از مال خودم ببخشم.نه از مال پدر و برادر و همسر و...رهبر اسلامی هم اینگونه است.باید دل از دنیا شسته باشه،زاهد باشه.اما نسبت به دیگران حق چنین کاری رو نداره.

ردّالشمس:

رد الشّمس به معنای بازگشتن خورشید پس از غروب آن است.

برخی گفتند این حدیث قابل قبول نیست.اما چون حتی مخالفین حضرت هم این حدیث رو نقل کردند نمیشه حدیث رو به سادگی رد کرد.

برخی هم اینطور نقل کردند که نماز اول وقت یا نماز عصر حضرت قضا شد.به خاطر اینکه می خواسته معجزه رخ بده.و اجازه داشتند از طرف خداوند.

حدیث،حدیث درستی است.ردالشمس تنها برای حضرت امیرالمومنین پیش نیامده.در قرآن داستان حضرت سلیمان رو داریم که خورشید برای ایشان برگشت و ایشان نمازشان را به جا آوردند.

برای امیرالمومنین علیه السلام ردالشمس در دوجا تکرار شد.یکی در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و دیگری بعد از رحلت ایشان.

اولی سال هفتم هجری به دنبال جنگ خیبر بوده.پیامبر صلی الله علیه و آله امیرالمومنین رو پی کاری می فرستند.وقتی برمی گردند پیامبر صلی الله علیه و آله به قدری خسته بودند که بر روی پای امیرالمومنین خوابشون می بره.امیرالمومنین به خودشون اجازه نمی دهند که پیامبر رو بیدار کنند. (شاید برای ما قابل هضم نباشه،اما ولایت یعنی همین.صد در صد کاری که امیرالمومنین کردند بهترین کار بوده، هرچند از نظر ما موجه نباشه،یا عقل ما چیز دیگه ای رو بگه.عقل ما در برابر عقل ولیّ هیچه.)وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله بیدار می شن از وقت نماز گذشته بوده، پس پیامبر این دعا رو می خودنند و رد الشّمس اتفاق می افته:

اللّهُمَّ إنّ عَلیاً کانَ فی طاعَتِک وَ طاعَة رَسولِک فَاردُد عَلیهِ الشَّمس.

در یک منبع آمده که علی (علیه السلام)نماز رو نخونده بود که آفتاب غروب کرد.در کتاب دیگر شیعه آمده نزدیک بود آفتاب غروب کنه.اما در مناقب، کتاب اهل سنت آمده:آفتاب طلوع کرد،بعد از اینکه غروب کرده بود.

برخی هم آورده اند که ایشان در وقت فضیلت نمازشون رو با اشاره چشم خواندند،بعد ایستاده به جا آوردند.

از نظر عقلی اشکالی نداره.چون کار مهمتری وجود داشت.صد در صد عمل امام ضابطه است ،صد در صد حجّت است.

اما بار دوم امیرالمومنین از رودخانه ی فرات رد می شدند که فرات طغیان کرد.تا بخواهند افراد و چهارپایان رو رد کنند از رودخانه،خورشید غروب کرد.برخی هم گفتند که ایشان از کوفه می رفتند صفّین.که به سرزمین ملعونه ای(سلفه)می رسند.نماز خواندن در سرزمین ملعونه صحیح نیست.حضرت در آنجا نماز نخواندند و به یارانشان فرمودند حرکت کنیم.یارانشان قبول نکردند .عده ای حدوداً صد نفر گفتند وقتی علی(علیه السلام) نماز نمی خواند ما هم نمی خوانیم.آنها حرکت کردند و منافقین در همان جا نماز خواندند و بعد به آنها رسیدند.علی علیه السلام به سمت غرب حرکت کردند.

از لحاظ علمی معجزات و ردالشّمس محال عقلی نیست.بعضی از معجزات الان ثابت شده و برخی هم بعد ها اثبات میشه.چون خداوند محدوده اش مسبّبات نیست،خارج از مسبّبات است.اینها را عقل ظاهری نمی پذیرد ،اما عقل عرفانی می پذیرد.

از توجیهاتشان هم این است که گفتیم به سمت غرب حرکت کردند پس این احتمال وجود داره در جایی که رسیدند چون در غرب بوده ،هنوز آفتاب غروب نکرده بوده .

از وجوهات دیگرش طی العصر است.گفتیم عوالم وجود ملک،ملکوت و ... است.ملکوت فراتر از عالم ماده است که

اتفاقات قبل از اینکه در عالم ملک روی بده در عالم ملکوت اتفاق افتاده . در ملکوت وسعت زمان رو داریم.اگر ایشان طی العصر کرده بودند میشه این طور دید که زمان در آنجا هنوز غروب نکرده.

سومین توجیه هم تجلی است:خورشید به عنوان یک وجود خلق میشه براشون.در واقع خورشید تجلی کرده براشون.

قدرت ذکر،تمرکز

یکی از آثاری که از عبادات و چله ها نصیب مان می شه قدرت ذکر است.توانایی بالایی است.با قدرت ذکر حتی می تونیم نظر خدا رو هم عوض کنیم.اما بعضی چیزها قدرت ذکر رو کاهش میده.(تلویزیون،موسیقی و...)

از بچگی به هر چیزی توجه مون رو جلب کنند(جغجغه،کارتون،تام و جری...) به همون توجه می کنیم.اینکه دنبال سخنرانی ای که جذبمان کنه می گردیم یکی از اشتباهاتمان است.می تونیم دنبال افراد خوب بگردیم،دنبال کسانی که حرف خوب می زنند اما دنبال کسانی که خوب حرف می زنند نباید باشیم.شیخ حسین انصاریان دهه اول محرم بسم الله الرحمن الرحیم رو که میگه همه می زنند زیر گریه.بعضی ها حرفی هم نمی زنند ولی چیه که همه های های گریه می کنند.در واقع افراد باید واعظ لنفسه باشند.اگر انسان خودش رو موعظه کنه دیگه دنبال فرد خاصی برای موعظه نمی گرده.

مهمه که قدرت ذهنمان را از دست ندهیم.همین مطالب رو هم میشه به عنوان ذکر گرفت.اثر ذکر به اینها بار است.اثر ذکر اینه که شیطان رو از شما و اطرافتان دور می کنه.راههای مختلف رو می بنده.درواقع کانال های شیطان بسته میشه.

هرچله ای چهار رکن داره.فکر،ذکر،عمل،اثر.از ارکان هر چله ای ذکر است.

خیلی قدرت ذهنی خودمون رو متمرکز کنیم.این از اسرار است.

نماز تمرینی است برای متمرکز کردن قدرت ذهن .تکبیرۀ الاحرام یعنی هرچه غیر خداست رو از ذهنمان خارج کنیم،هر مشغولیت دیگر رو پشت سر می گذاریم.اینکه چیزهایی در نماز یادمان می یاد که قبلا هیچوقت یادمون نمی اومده ،خوبه.فقط باید جهتش بدیم.لحظه به لحظه تمرکز باهامون باشه.

روزه هم همینطوره.در یک فاصله زمانی به ما یاد میده حرام که هیچی حتی حلال رو هم نباید بخوری.تمرین تمرکز که لحظه به لحظه اینگونه باش.

حج اعمالش همین است.لحظه به لحظه قدرت ذهن خود رو متمرکز می کنیم.

اعتکاف همین.

حجاب همینطور.یک نوع تمرکز و یادآوری است.

اما فکر روحیه تمرکز نداره.عرفا فکر رو تشبیه می کنند به سِرِه.پرنده کوچکی که یک لحظه نمی نشینه. از این شاخه به شاخه دیگه می پره و دلیل هم داره.چون ضعیفه.اگر بخواد طعمه بشه ،زود متوجه میشه.چون شاخه ظریفه و زود تکان می خوره.

فکر ما هم همینطوره ،اما اگر قوی بشه شکار هر وسوسه ای نمی شه.هدف از چله گیری ها این است که انسان بتونه قدرت روحی اش رو بالا ببره.فکر خودش رو متمرکز کنه.باید تمرین تمرکز کنیم تا فکرمان قوی بشه.تمرکز مثل مته ای است که شی ای رو سوراخ می کنه و تا انتها میره.

وقتی با کسی بحث می کنیم رمز موفقیت تمرکز است.چرا بحث می کنیم به نتیجه نمی رسیم؟چون از این شاخه به اون شاخه می پریم.مثلا میگه چرا معاد وجود داره؟می گم خوب قرآن و پیامبر گفتند.میگه از کجا معلوم راست گفتند؟همینطور الی آخر...اگر قدرت مدیریت نداشته باشیم محال است بتونیم موفق بشیم.

در روز ده دقیقه راجع به یک گناه خودمان فکر کنیم.گناهانی که شخصیت ما رو ایجاد کردند.اینکه اگر این گناه رو نمی کردم این شخصیت رو نداشتم.اینکه اگر این گناه رو نمی کردم چه شخصیتی داشتم؟

بر ذکرهای یا "جابِر العَظمِ الکَسیر" مداومت کنیم(ای پیوند دهنده استخوان های شکسته، به گونه ای که انگار اصلا شکسته نبوده)

و "مَن یُحیِی العِظام و هِی رَمیم"(ای زنده کننده استخوان ها در حالی که پوسیده شده بود).می خوام شخصیت فعلی خودم رو نوسازی کنم.

اگر ذهنمان را متمرکز کنیم میشه فکر وگرنه توهّم یا خیال است.

سعی کنیم متمرکز بشیم وگناهانی رو که داشتیم کشف کنیم.

یکی از مهمترین دلیل آمرزش انسان اذعان و اعتراف به گناه است.زمانی لطف خدا رو احساس می کنیم که بدونیم تشنه ایم و به این لطف نیاز داریم،و الا اگر آب هم بیاورند رد می کنیم.

عذاب اینه که لطف خدا رو نبینیم.نعمت خدا رو نبینیم.

این که استاد خوب باید عطش ایجاد کنه،فکرتان رو متمرکز کنه،تا احساس نیاز کنید.

وقتی دنبال سوالی می گردید،چون متمرکز می شید از در ودیوار براتون جواب میاد.

چون فکرهای ما همان نورها هستند که وقتی متمرکز می شوند آتش می زنند.مثل لیزر عمل کنیم.انشاءالله که از عهده اش بر بیاییم...

لطفا اگه سوالی راجع به مطالب دارید اون رو در قسمت نظرات بگذارید...

یاحق...

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا و لِوالِدَی والِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 07:19 ق.ظ ] [ راهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :