تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

السلام علیک یا اباصالح المهدی

 

جلسه ی پیش راجع به کسانی که وارد مسیر سیر و سلوک میشن صحبت کردیم.به سه دسته اشاره کردیم.اما دسته ی چهارم کسانی هستند که وارد این مسیر میشن و میگن چیزی حس نکردیم.به ظاهر هیچ فایده ای نمی بینند.اینها باید چکار کنند؟عملاً باید صبر کنند و بمونند.اینکه چرا اینطور میشه علت های متفاوتی داره(به بعضی از اونها در بحث  زنجیرهایی که هر فردی اسیر اون هست اشاره کردیم.به عبارتی اینها در اشتباه هستند .اگر ادامه ندهند احساس می کنند که چه چیزی رو از دست دادند.

 

حالات خوش آن بود که با دوست بسر شد              باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

علت اون بر می گرده به خود فرد.محاله دلی رو بشکنی توفیقی ازت سلب نشه(مثلا نماز شبت قضا بشه)

به اعتباری این امر تا حدی طبیعی هم هست.ناخودآگاه وقتی یک سربالایی رو که تند هم هست داری طی می کنی یک جاهایی می بُرّی.یک جاهایی باید یک توقفی داشته باشیم.خوبه که بالا پایین رفتنها مون اینجوری باشه:

یک کتری آب رو که برای جوشیدن میگذاری.نگاه می کنی می بینی جوش نیومد.یک دقیقه دیگه می بینی بازهم جوش نیومد.بار بعد می بینی باز هم تغییری نکرد.تا اینکه به صد درجه که رسید می بینی جوشید.این تغییر دفعتاً تو درجه صدم نبوده.بلکه قبل از اون هم آروم آروم تغییر میکرده تا اینکه تو درجه صدم به چشم ما آمده.

در مورد صراط صحبت کردیم.صراط شاهراهی است که در اون هیچ راه دیگه ای نداریم که بخواهیم بگیم شخص منحرف بشه.در قرآن می فرماید:اهدنا الصراط المستقیم،در مقابل آن غیر المغضوب علیهم ولالضالین هم هستند.در صراط سقوط داریم اما انحراف نداریم.به اعتباری انقدر شدت یقین زیاده که انحراف نداره.یعنی تو دیگه گرفتی اگه منیت داشته باشی یعنی دیگه سقوط.

شناخت خدا

برای اینکه هرکسی و هر چیزی رو بشناسی سراغ آثارش میری.یک معمار رو اگر بخواهیم بشناسیم سراغ آثارش می ریم.

برای اینکه حافظ و سعدی رو بشناسیم به آثار اونها نگاه می کنیم.

بهترین راه شناخت هرکسی از فعل اوست.راه شناخت خداوند هم از طریق آثار اوست.گفتیم از ذات خداوند هیچ شناختی نداریم.تنها چیزی که از خداوند می دونیم فعل اوست.و بهترین و بزرگترین فعل خداوند معصومین علیهم السلام هستند.

قبلا گفتیم که سنخیت ما با معصومین مثل نم و یم است وسنخیتمان با خداوند مثل رابطه شی با سایه اش است.

ذات خداوند بی نهایته. و درک بی نهایت هم غیر ممکنه.وجود محدود نمی تونه یک وجود بی نهایت رو درک کنه.لذا هیچ شناختی از خداوند نداریم.

عده ای برا ین عقیده هستندکه:

آب دریا را اگر نتوان کشید                    پس به قدر ذره ای باید چشید

ظاهراً در مورد خداوند درسته.در حدیث من عرف نفسه قد عرف ربّه هرکس خود رو بشناسه خدای خودش رو شناخته نه الله رو.

ظاهراً درسته اما در کلام متکلمین و فلاسفه این غلط است.مثال درستی نیست.در این مثال فرد از دریا یک کاسه برمی داره.اما رابطه ما با خدا رابطه کاسه و دریا نیست.دریا از جهات متفاوت محدوده.از این باب که می خواهیم کاسه کاسه برداریم نا محدوده.

در واقع نا محدود دو معنی داره.معنی حقیقی و معنای مجازی.

سلسله اعداد حد داره اما انقدر زیاده که می گیم نا محدوده.(نا محدود در معنای مجازی).در این معنی فضا هم نا محدوده.دریا هم از باب کاسه کاسه آب برداشتن نا محدوده.(اما باز هم محدوده،یعنی حقیقتاً بی نهایت نیست.)

اما در معنی حقیقی در بی نهایت هم بی نهایت است.برای خداوند هیچ حدی نمی تونیم تصور کنیم.و در تصورات هم حد نداره.انقدر نا محدود که اصلا در درک محدود ما نمی گنجد.

امام صادق علیه السلام از شخصی می پرسند:الله اکبر یعنی چه؟جواب میدن:خداوند بزرگتر از هرچیزی است که بتونی تصورش رو بکنی.حضرت می فرمایند:اشتباه است.مگر چیزی وجود داشه که بگوییم از همه چیز.تو برای خدا مرز ساختی.وقتی اینطور میگی یعنی خدا رو به همه چیز محدود کردی.خدای حضرت علی در بی نهایت هم بی نهایت است.

پس الله اکبر یعنی چه؟به دو شکل میشه نگاه کرد:

اول:حضرت می فرمایند خداوند بزرگتر از آن است که بتونی وصفش کنی.(الله اکبر من أن یوصف)

دوم:عده ای بر این هستند که کلمه ی اکبر رو صفت مشبهه بگیرید.اسم تفضیل در معنای صفت مشبهه.مثل کلمه ی حادثه که اسم فاعل هست در معنای اسم مفعول.در این حالت دیگه اکبر معنای بزرگتر از نمیده.

در عرفان های مختلف نگاههای مختلف در مورد این بی نهایت بودن وجود داره.

در عرفان ناب هیچ گونه شناختی در مورد ذات خداوند نیست.محدوده شناخت ما تا فعل است.اما در مورد ذات هیچ شناختی.ذات بی نهایت بی نهایت است.

در عرفان های دیگه کم کم می تونی از دریا آب بکشی تا در نهایت بشی همان سیمرغ.اما در عرفان ناب ما هیچ گونه سنخیتی با خداوند نداریم.پس هیچ گونه شناختی هم نداریم.گوش ما فقط صدا ها رو می شنوه.البته اون هم صدا های محدود.قابلیت شنیدن صداهای از یک فرکانسی بالاترو از یک فرکانس پایین تر رو نداره.چشم ما فقط می تونه ببینه،نمی توه بشنوه.چون سنخیت با اصوات نداره.انسان انقدر محدوده که حتی نمی تونه خداوند رو درکش کنه.اما با فعل خداوند می تونیم ارتباط برقرار کنیم.

فعل خداوند دوگونه است(فعل به نحو عام):یکی صنع خداست.(صنع الله) و دیگری قول(الفاظ و کلمات) خداست.(قول الله)

هر کدام از این دو یک معنی حقیقی داره و یک معنای مجازی.

صنع خدا در عالم تکوین است.در ملک ،ملکوت،جبروت،لاهوت.در اینجا خداوند چیزهایی رو ساخت.

قول خدا در عالم تدوین یا عالم تشریع یا همان قرآن کریم است.

در معنای حقیقی که هر کدام در جایگاه خودشون هستن.اما در معنای مجازی مثلا یک موقعی می گی این معماری داره با من حرف میزنه.(پس در معنای مجازی به کار رفته در قولش).

یک موقع هم می گیم این کلام باز هم صنع خداست.کلام فرد هم به نحوی صنع اوست.(معنای مجازی)

علی علیه السلام می فرمایند:خداوند در کلام خودش بر بندگانش تجلی کرد.

در هرچیزی میشه این معنای مجازی رو دید.مثلا دست خط شخص یک دنیا حرف در روانشناسی برای گفتن داره.رنگ خودکارش،نحوه ی نوشتن،اینکه از کجا شروع می کنه.مثلا اگه راست می نویسه،استواره.اگه کج می نویسه،احساسات و عشقه.اگه کمرنگ می نویسه وابسته است به دیگران.پس خط فرد کلام داره.خیلی چیزها رو بیان می کنه.

در سنت هم پیامبر و اهل بیت علیهم السلام یکی قولشون مورد استناد قرار می گیره،یکی فعلشون و یکی تقریرشون.

قول ایشان همان کلامشان است.فعلشان آن کاری است که انجام می دهند. اما تقریر:مثلا سکوت معصوم حجته.مثلا فردی جلوی معصوم تیمم می کنه.محاله تیممش غلط باشه.چون اگه غلط بود معصوم باید می گفت.

خداوند رو به وحدانیتش میشناسند.پیامبر رو به رسالتش و امام رو به امر به معروف و نهی از منکرش.اگر امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشه ولیّ نیست.

تقریر یعنی اینکه اگر در برابر معصوم فعلی انجام بگیره و امام سکوت کنند.اگر صد در صد دونستم که امام بوده و معصوم.صد در صد اون عمل درست بوده.

اگر این عمل صد در صد غلط بوده پس اون شخص معصوم نبوده.(در مورد ولی به معنای عام:پدر،مادر،همسر...)

در اصول می گیم قول بر فعل ارجحیت داره.چون قول بیان داره.به اعتباری فعل هم بیان داره.اما در اون حد نیست.

مثال یک موقع معصوم نماز ظهر می خونده، دو رکعتی می خونده.حجت میشه؟نه،ممکنه در سفر بوده یا...

اما یک موقع از معصوم سوال میشه که نماز ظهر چند رکعته.تمامش رو تو ضیح میده که اگه در سفر باشی....اگه نباشی.

پس قول ارجحیت داره بر فعل.

صنع الله عالم تکوین بود و قول الله عالم تشریع.اما رابطه اینها.

کتاب تکوین عین کتاب تدوینه.عین دو آینه که همدیگررو نشان میدن.البته منظور مون حقایقه نه خطاها و اعتبارات.حتی خارج شدن فرد از یک مجلس هم در قرآن هست.دلیلمان برای این گفته:

اول: خود قرآن است.فیه تبیان لکل شی.(همه چیز در قرآن بیان شده) فیه تفصیل لکل شی. لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین.

دوم:در روایات داریم هر چیزی که فکرش بکنی در قرآن هست.

سوم:عقل.خدواند به انسان کتابی داده و فرموده.سعادت انسان ها رو در اون تامین می کنه.سعادت رو فقط در آخرت میشه پیدا کرد؟نه،در همین دنیا هم می خوام.تمام رفع بیماری ها رو میشه از قرآن در آورد.

چهارم:بحث عرفانی است.از امیرالمومنین درباره خلقت می پرسند.می فرمایند:آیا تو می پنداری جرم کوچکی هستی.نه،اینطور نیست.بلکه کل عوالم وجود در تو منتهی و پیچیده است.پس انسان به عنوان وجودی است که کل عوالم وجود در او منتهی است. بالاترین وجود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.در همه ی انسان ها این توانایی هست.اما بالفعل .در مورد پیامبر بالقوه است.تماما تجلی و ظهور کرده.تمام وجود در او پبچیده شده.معادل پیامبر صلی الله علیه و آله قرآن هست.پس هرچه در اون هست در این هم هست.ائمه قرآن ناطقند.از شیعیان ایراد می گیرند که چرا به امام زمان می گویید شریک القرآن. ما می گیم تازه کم گفتیم.در حدیث ثقلین پیامبر می فرمایند امام خودِ قرآن است.

بحث علم و دین:

تو عالم علم می خواهیم صنع الله رو بشناسیم.می رم سراغ فیزیک ،زیست،زمین شناسی.میریم سراغ علم تا صنع خدا رو بشناسیم.تو دین میریم سراغ قول خدا.

علم و دین هر دوشون خدا رو می شناسونن.هدف هر دو خدا شناسی است.هر دو فعل الله به نحو مطلق هستند.هر دو عارف هستند.هر دو خدا شناسی می کنند.یکی بدون دیگری صد در صد نقصه.قرآن شناس آلمانی خیلی رو قرآن کار کرده.اما توجهی به خالق نکرده.قول الله بدون خالق.همین کار رو یک زیست شناس می تونه بکنه. علم رو ببینه بدون خالق.این نقصه.عارفی که قرآن رو از باب قول خدا بررسی می کنه،از این باب که قول الله است بررسی می کنه عارف حقیقی است.عارف طبیعت شناس از این باب که صنع خدا رو بررسی می کنه میشه عارف حقیقی.از این جهت است که یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادته.علم و دین یکی است و این در زمان ظهور امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف به اوج خودش میرسه.

بحث بعدی رو جلسه ی بعد ادامه می دیم انشاءالله...

لطفا اگه سوالی راجع به مطالب دارید اون رو در قسمت نظرات بگذارید...

یا حق...

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا و لِوالِدَی والِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 30 اردیبهشت 1391 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ راهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :