تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

امام صادق(ع):

شیعیان ما را در سه چیز بیازمایید :

در مواظـبـت بر اوقـــات نمـــازها ،

در نگهدارى اسرارشان از دشمنان ما

و در همدردى و کمک مالى به برادرانشان

میزان الحکمه، باب صفات الشّیعه

سلامٌ علی آل یاسین

مولا جان شهادت امام جعفر بن محمّد،حضرت صادق رو خدمتتون تسلیت میگم.

خدا،واقعا خدایی که ازش حرف می زنیم؛خدایی که می شناسیم خدای حقیقی است یا نه؟اصلاً چند خدا داریم؟عشق های مجازی که داریم؛آیا منافاتی با عشق به خدا داره؟چند نوع عشق داریم؟وکدام عشق ما رو از خدا دور می کنه؟و کدام ما رو به خدا نزدیک می کنه؟

از مطالب جلسه قبل چیزهایی مونده که بهشون اشاره می کنیم.راجع به سه مقام عبادت(پرستش،استعانت و اطاعت).

مقام اول: باتوجه باآیه قرآن ایّاک نعبد هرگونه خضوع و خشوع به غیر از خدا منع شده و از آنجا که آیه ای از قرآن آیه ی دیگر رو تفسیر میکند ؛ و درقرآن آیه ی دیگری این را تفسیر نکرده پس پرستش مطلق و خاص است برای خداوند. اگر سجده را به معنی خاص بگیریم(همان پرستش) ؛ خضوع و خشوع به نحو عام می شود همان اطاعت که مقام سوم عبادت است و برای غیر خدا اشکالی ندارد در حالی که خود خدا این اجازه را به آنها داده باشد. (شوهر ، امام و....)اما در مقام عشق بازی با حضرت حق هیچ واسطه و حجابی وجود نداره.

گاهی در پرستش ، خواستن هم نباید باشد. حضرت موسی در کوه طور درخواست میکنه و میگه خدایا میخواهم تو را ببینم .خداوند می فرماید:هرگز نمی توانی .عده ای می گن:

چو رسی به طور سینا أرِنی نگو و بُگذر               که سوال تو نیرزد به جواب لَنْ تَرانی

*أرِنی: به من بنما                                     *لَنْ تَرانی:هرگز نمی توانی ببینی

اما هدف درخواست نباید باشد بلکه عشق بازی با حضرت باید باشد که فقط صدای حق را بشنود حتی اگر بگوید لَنْ تَرانی.

چو رسی به طور سینا أرِنی بگو و مگذر              که صدای دوست خوش تر ز حیای جاودانی

اما مقام دوم ،ایّاک نستعین :می ریم سراغ آیات واحادیث دیگر ببینیم که آیا این آیه تخصیص داده شده یا نه؟می بینیم که استثناء هایی گفته شده یک سری توسل ها و استعانت ها داریم اما همگی به اذن ربّه هستند یعنی بدون قید استقلال به ذات.

در زندگی روزمره هم مجبوری نون بخری،لباس بخری،بری پیش پزشک پس عقل و تجربه میگه استعانت ها وجود داره.پس چرا می گوییم ایّاک نستعین؟منظور هرگونه استعانت مستقل هست که اشکال داره.

اگه توی وجودت به این حالت رسیدی که این پزشک پنجه طلاست،اگه نتونه دیگه نمی شه.اینجا میشه شرک.(شرک ها معمولاً خفی هستند.)

آیه 106 سوره یوسف می فرماید: وَمَا یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ.اکثر آنها که ایمان دارند به خدا مشرک هستند.پاسخ اینه که شرک خفی دارند.

همون داستان اگه تو نبودی من مرده بودم.باید گفت خدا رو شکر که تو رو وسیله ی نجاتم قرارداد.

از اون طرف فکر نکنیم که من باعث شدم که دو نفر به هم برسند؛من باعث شدم این جلسات برپا شد(تفکر قارونی).اینجا هم میشه شرک.وقتی انسان به مقامی برسه که هرچی بهش رسیده از خودش بدونه میشه شرک.

داستان قارون رو که شنیدید(76 تا 82 قصص):قارون از اصحاب حضرت موسی(ع) بود که به علم کیمیا گری روی میاره.(طبق آیه اگر انسان خودش رو غنی فرض کنه سر به سرکشی و طغیان می گذاره)او خودش رو غنی فرض میکنه و این غنی بودن باعث سرکشی و طغیانش میشه.گفته شده که به خاطر غنی بودنش سر به جنون زد.سواره با زیور ها در خیابان به نمایش می گذاشت و مردم می گفتند کاش به ما هم داده می شد آنچه که به قارون داده شد.زمانی که موقع زکات دادن شد،حضرت موسی هرچه راهنمایی کرد نشد.قارون گفت:من اینها را خودم ،با علم خودم بدست آوردم.ودر نهایت زمین خودش واموالش رو فرو می بره.

یه داستان دیگه:یکی از اولیای الهی ،کسی که در مسیر عرفان مقربینه میگه که در مجلسی بودم که خیلی تحویلم گرفتن و خیلی چیزها بهم داده شد که مشکلاتم رفع شد.برای تشویق فرزندانم که به دنبال علم و ... بروند گفتم اینها به خاطر این بود که من دنبال علم رفتم به خاطر تلاش هایی بود که من کردم(تفکر قارونی).حرفی که اکثر ما میزنیم. شب در خواب می بینه که یکی تو خواب این آیه رو داره تو گوشش زمزمه می کنه "قال انما اوتیته على علم عندى"(همان حرف قارون که اینها که بدست آوردم از علم خودم بوده)صبح که بیدار میشه هیچی یادش نمی یاد کارهای روزانه اش رو انجام میده تاوقتی که شروع به قرآن خواندن میکنه میرسه به این آیه و خوابش رو یادش می یاد.

روح حامی ست که کمک می کنه؛این از اون روح حامی بود که به او رسید.

اگه به این مقام برسیم که پشت تمام حوادث اون حق است،به مقام توحیدی رسیدیم.

نماز و روزه سمبل عظیمی است برای عبادت و استعانت از خدا.در روزه که مصداق بارزش عملاً صبره،تمام اعضاء و جوارح میشه روزه دار.از اون بالاتر روح میشه روزه دار.وقتی چشم و گوش میشه روزه دار یعنی رو همه ی حرام ها بسته میشه و وقتی روح میشه روزه دار یعنی روح فقط خدا رو می بینه.روح از دست خداست که غذا رو می گیره ،غذا رو در دهان او می گذاره .اینجاست که میشه لاحول ولا قوه الّا بالله.

تقرب به خدا چگونه صورت می گیره؟مطمئناً فقط عبادت نیست؛اگر انسان تنها با عبادت می تونست به خدا برسه پس وجود ائمه و پیامبر لازم نبود.پس عبادت و اطاعت توأماً تقرب به خدا رو صورت میده.اینجاست که توسل و شفاعت بوجود می یاد.

شفاعت یعنی خدایا به حق آنهایی که نزد تو مقامی دارند،به حق آبروی آنها یاری مان کن ودر توسل آنها را وسطه قرار می دهیم. از باب اینکه آنها واسطه ی فیض هستند.

اگه هیچ آیه ای نداشته باشیم که بگه توسل و شفاعت جایز است (که داریم و زیاد هم هستند ازجمله: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ-مائده/35) ؛ این دو میشن بدعت و حرام. میشه نوع آوری در دین.مثلاً من می خوام غسل فلان کنم.می پرسن همچین غسلی داریم؟میگم نمی دونم ولی من می خوام انجام بدم.میشه بدعت و حرام.یا توی وضو باید تا برآمدگی پا مسح بکشیم من بگم نه، من می خوام تا ساق پا بگیرم.میشه بدعت و حرام.

به ما امر شده که آنها را وسیله قرار دهیم.اما نکته اینجاست که انسان ها می تونند شفاعت و توسل بجویند در جایی که زمینه اش فراهم باشه.طرف پر گناهه میگه توسل میکنه،کلی گناه می کنه میگه آنها شفاعت می کنند.شفاعت و توسل برای آنهایی قرار داده شده که زمینه اش فراهم باشد و این زمینه رو باید خود فرد فراهم کنه.

شخصی مریض میشه میگن برو پیش دکتر،دارو بخور. میگه هر کی منو مریض کرده خودش شفا میده.حضرت ابراهیم هم به ظاهر شبیه این جمله رو گفتند.اما اینطور(در قرآن آنجا که در مقابل نمرود خدا را معرفی می کند).ابراهیم(ع) گفتند:وقتی که من مریض شدم او مرا شفا میدهد.این دو با هم فرق دارن.

اول.ابراهیم(ع) ادعا نمی کردکه خدا بی واسطه شفا میده.او میدید که خدا شفا رو میده.او می دید که وقتی داره بیل میزنه این نیروی خداست که بیل میزنه.آب وسیله رفع تشنگی است، اما خودش به خودی خود تشنگی رو رفع نمی کنه.ابراهیم(ع) پشت همه چیز خدا رو دیده بود پس به مقام توحیدی رسیده بود.

اما اون فرد از تنبلی اش می شینه میگه خدا منو شفا میده.

دوم. بی ادبی شخص و ادب ابراهیم(ع) است.ابراهیم(ع) میگه وقتی من مریض شدم او شفا می دهد.مریضی رو به خودش نسبت داد و شفا رو از او طلبید.اما اون شخص گفت:او مریض کرده خودش هم شفا میده.

یکی از علت هایی که باعث سقوط شیطان شد هم بی ادبی او بود.حضرت آدم(ع) خطاب به خداگفت: من خطا کردم.

شیطان گفت:چون تو منو اغوا کردی من هم بنده هات رو اغوا می کنم.بی ادبی شیطان به خدا.

مقام سوم،عبادت به معنی اطاعت:گفتیم تنها راه اطاعت از خداوند اطاعت از ولی است.اطاعت خداوند بدون اطاعت از ولی ممکن نیست.چون شناخت ما ازذات خداوند امکان نداره.تمام تکالیف ما هم از طریق ولی است.حتی همین که بهمون گفتند خدا رو اطاعت کنید رو هم از ولی می دونیم.ولی گفته من ولی خدا هستم و سعادت پویندگان راه حق را تضمین می کنم.

آیه قرآن: أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم.آیه قید ندارد،نگفته ولی رو اطاعت کنید در صورتی که من رو اطاعت کند.پس بدون قید است.

قرآن میگه اصل خلقت برای عبادت است."جن و انس را خلق نکردیم مگر برای اینکه عبادت کنند."منظور عبادت در کدوم مقامه؟مقام سوم یعنی اطاعت.

حسادت شیطان هم به مقام ولی خدا بود وگرنه ابلیس با پرستش خدا مشکلی نداشت.در آیه 16 سوره حشر داریم که شیطان به آنان میگه کافرشو و او کافر میشه.بعد شیطان میگه من از تو بیزارم من از خدای رب العالمین می ترسم که تو کافر شدی.پس شیطان کافر نشد.

امام صادق(ع) می فرمایند:شیطان به خداوند عرض کرد خدایا من رو از سجده کردن به آدم منع بدار من تو رو به نحوی عبادت می کنم که تا حالا هیچ کس عبادت نکرده.خداوند عز و جل می فرماید: من به عبادت تو نیازی ندارم .تو باید من رو طوری که من می خوام اطاعت کنی.

شیطان هر دو مقام رو داشت تنها مقام سوم رو نداشت که رانده شد.مقام اول رو داشت شیطان 6000 سال خدا رو عبادت می کرد. مقام دوم رو هم داشت.شیطان از خداوند تعالی می خواد که به او مهلت بده. و خداوند تبارک به خاطر عباد تهاش به او مهلت میده.پس مشکل او در مقام اطاعت بود و حاضر نبود سجده کنه به ولی.پس لازمه ی عالم خلقت اطاعت از ولی الله است.

خدا میگه می خوای من راضی باشم.باید اونا(ولی) راضی باشن.اگه کسی در برابر خدا بایسته خدا می بخشه اما اونایی که در برابرولی ایستادند خدا نمی بخشه.

در تاریخ نگاه کنیم کجاها عذاب وارد شد؟

پس عالَم باید بفهمه که در ارتباط با خداوند ولی باید واسطه باشه و در بحث اسلام که به معنی تسلیم شدنه تسلیم،" اطاعت محض" است.

اصل عبادت نیست.اصل اطاعته.این که روزه رو یه ثانیه قبل از اذان افطار کنی باطله یعنی چی؟فایده های روزه که با این یه ثانیه از بین نمیره!پس بحث عبادت نیست.بحث اطاعته.

یاحق...

لطفا اگر سوالی درباره مطالب دارید اون رو در قسمت نظرات بگذارید.

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ و آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 2 مهر 1390 ] [ 08:08 ق.ظ ] [ راهی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :