تبلیغات
راه عشق

راه عشق
عرفان ناب اسلامی
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره وبلاگ





به نام خدا

السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

یا مولای ،یا صاحب الزّمان ،تبریکمون رو به مناسبت ولادت شمس الشموس ،آقا علّی بن موسی الرّضا پذیرا باشید.

سلام

چند روز پیش داشتم تو اینترنت گشت میزدم ؛ به یه سایتی رسیدم که فایل صوتی مناظره دو عالم شیعه و سنی در مورد شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها رو روی وب قرار داده بود.

این مناظره اسفند 89 از شبکه ماهواره ای سلام پخش شده.فکر کردم شاید بد نباشه لینکش رو برای شما هم بگذارم.شاید به لطف خدا قدمی باشه در جهت روشن شدن حقیقت که حقانیت شیعه ثابت بشه ان شاء الله.حتما دانلود کنید.مطمئنم برای شما هم جالبه.لطفا اگه دانلود کردید نظرتون رو راجع بهش برام بگذارید تو وبلاگ.لینک دانلود:

http://s1.picofile.com/file/6385851106/monazere_qazwini_moradzehi_shia_book_blogsky_com_.zip


در راستای دو دیدگاه شناخت خداوند یعنی از پایین به بالا(استقرایی) و از بالا به پایین (لمی) عبارت لا اله الّا الله رو هم می تونیم به دو گونه نگاه کنیم:

یکی اینکه دو جمله ببینیم.نفی ،اثبات.لا اله،هیچ خدایی وجود نداره.الّا الله،فقط خدا وجود داره.

اسلام هم اول با نفی شروع می کنه.اول هر چی بت هست می شکنه،بعد خدا رو اثبات می کنه.

مراحل سیر و سلوک هم ارتباط قشنگی با این موضوع داره.اول مرحله تخلیه ،دوم تحلیه و سوم تجلیه.6 ماه عرفانی از رجب شروع میشه.رجب ،شعبان ،رمضان...

ماه رجب ،ماه امامت.ماه امام علی علیه السلام است.ماه تخلیه است.از طریق امامت و ولایت و با رمز امامت انسان سعی می کنه خودش رو از هر ناپاکی تخلیه کنه.پس اولین مرحله دور کردن آلودگی هاست.

ماه شعبا ن،ماه پیامبر است.ماه تحلیه(حلیت،زینت).مرحله آراستن خود به صفات خوب و نیک است.وقتی می خواهی به مهمانی بری اول یه دوش می گیری،پیرایش می کنی.آلودگی ها رو از خودت دور می کنی بعد شروع می کنی به زینت و آرایش کردن.با یه بدن آلوده وکثیف اگه یه شیشه ادکلن رو هم روی خودت خالی کنی خوب آراسته نمی شی.برای آماده شدن ورفتن به مهمانی خدا هم اول باید وجودت رو از صفات زشت پاک کنی بعد به صفات خوب زینت ببخشی. والّا خوب جلوه گری نمی کنی.

ماه رمضان ،ماه خداست.شهر الله است. دیگه انسان میشه جلوه ای از حق.میشه یک آینه ی صافی که حق در وجود او جلوه گری میکنه.یک آینه ای که وجود حق در وجود او متجلّی میشه.چشم میشه عین الله.گوش میشه اُذُن الله.دست میشه ید الله...

برگردیم به نگرش اول نسبت به لا اله الّا الله.یک نفی بعد اثبات.این روش برای اونهاییست که آلوده هستند و میخواهند پاک شوند.

نگرش دوم این است که یک جمله ببینیم لا اله الّا الله رو.لا اله صفت الله میشه.الله واحد.الله ای که غیر از این وجود هیچ خدایی نیست.هیچ وجودی این صفت رو نداره.وقتی که اون الله بی نهایت رو دیدی،به اون بی نهایت رسیدی.دیگه غیر خدایی نداریم.دیگه دوگانگی نداریم.توی حدّه که دوئیت داریم. در بی نهایت که دوئیت نداریم.این میشه توحید حقیقی.این نگرش مال کسانی است که ذاتاً پاک هستند و نیاز به تخلیه ندارند.توحید حقیقی اینه که لا اله الّا الله رو یک جمله ببینیم. این برهان صدّیقین است.یعنی خدا رو دیدن و در پرتو وجود خدا خلق رو دیدن(برهان لمّی).روش ائمه و انبیاست.

طبق روایات داریم که اولین خلق ها پیامبر و اهل بیت ایشان بودند.احادیث زیادی داریم که دلالت می کنه به اینکه - ما در عرش الهی مشغول تسبیح بودیم که هنوز گل آدم سرشته نشده بود.- همچنین روایت داریم که - فرشتگان از تسبیح ما تسبیح را آموختند.-مثلا 6000 سال قبل از آفرینش هستی بوده.واین از لحاظ منطقی کاملا قابل حلّه.مراحل خلقت به این صورته ابتدا خلقت نور،سپس خلقت روح،بعد امتزاج نور و روح،سپس خلقت جسم بعد امتزاج نور و روح و جسم.یعنی همه ما قبل از اینکه به این دنیا بیاییم،نورهایی بودیم.بحث عالم ذر.در قرآن آیه ای است که به میثاق یا الست مشهور است.در این آیه خداوند عزّ وجلّ می فرمایند زمانی بوده که از فرزندان آدم پیمان گرفتیم که ألَستُ بِرَبِّکُم قالو بلی شَهِدنا.آیا من خدای شما نیستم؟گفتند بله شهادت می دهیم.پیمان می بنده و به دنبا می آید.همان بحث فطرت است.پس یک تعالیمی در اون عالم به ما داده شده که بعد از ما شهادت گرفته میشه.اما سوال پیش می یاد که چرا برای چیزی که یادمون نیست باید بازخواست بشیم؟پاسخ اینه که اون تعالیم که در عالم ذر بوده الان در فطرت ماست.همان فؤاد ماست که طبق آیه خداوند فطرت هیچ وقت،هیچ تغییری نمی کنه.نمیشه عالم ذر رو منکر شد و این که یادمون نمی یاد هم دلیل بر عدم وجود اون نیست. مگه ما در شکم مادرانمون نبودیم؟یادمون هست؟نه،ولی بودیم.پس وجود داره.

راجع به بحث خلقت اهل بیت

ممکنه این سوال تو ذهنتون پیش بیاد که چرا خداوند میگه از کسانی تبعیت کنیم که از ابتدا بهشتی بودند،ایشان با ما فرق دارن.در گهواره سخن گفتن حضرت اکتسابی نبود.یا حضرت فاطمه (س)، جانم به فداشون،روایت داریم که حوریه ای در شکل انسان بودند که خلقتشون از سیبی بهشتی بوده که پیامبر میل کردند. یا سایر ائمّه به همین شکل.پس چرا باید از ایشان تبعیت کنیم؟برای دریافت پاسخ اینجا رو کلیک کنید.چون این بحث،بحث آزاده.

خوب،بریم سراغ شناخت خدا که جلسه ی پیش بحثش نیمه کاره موند.گفتیم به طور کلی سه خدا وجود داره:خدای باطل ،خدای واقعی و خدای حقیقی.خدای باطل خدایی است که واقعا خدا نیست.مثل بت برای بت پرستان.شیطان برای شیطان پرستان.از این باب که همه دنبال کمال هستند،همه دنبال زیبایی اند.پس بدنبال کمال می روند اما اشتباه.

همه جا خانه ی یار است چه مسجد چه کِنِشت     همه کس طالب یار است چه زیبا و چه زشت

خدای واقعی:خدایی است که ذهن ضعیف ما آن را خدا فرض می کنه و آن را می پرسته.یک تصور ناقصی از خدا داریم؛اما تایید شده است.امام(ع) می فرمایند:هرچه تصور از خدا داشته باشید مخلوق ذهن شماست و به ذهن شما بر میگرده.انچه که در ذهن ماست ،خالق ما نیست .مخلوق ماست(ساخته ی ذهن ماست)خدای من وتو با هم فرق میکنه.خدای امیرالمؤمنین خدای حقیقی است.تصوری که ما از خدا داریم درست نیست اما در مسیر آن هستیم که خدا رو بشناسیم.در مسیر شنا.

اگه از یه مورچه بپرسن خدای تو کیه؟مثلا میگه یه مورچه بزرگه که دو تا شاخک بزرگ داره.هر کسی برای خودش خدایی داره.خدا و ربّ انسان ها با هم متفاوت است.این خدا،خدای واقعی است اما خدای حقیقی نیست.حدیث داریم مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه.هرکه خود رو بشناسه خدای خودش رو می شناسه.نمی گه ربّ الارباب رو می شناسه.پس امر نسبیه .به هر نسبت که از وجود خودمون شناخت داشته باشیم خدای خودمون رو به همون نسبت شناختیم.

این خدا در طول تاریخ هم وجود داشته.میگفتن چی شد فلانی مرد.میگفتن نمی دونیم،خواست خدا بود.وقتی معلوم شد علت بیماری فلان ویروس بوده،خدا میره کنار.

با پیشرفت علم خدا می ره کنار،علم و بشر جای خدا می نشینه.با اکتشافات خدا شد همان علوم.

هر دین که بتونه آخرین سوال ها رو جواب بده اون کاملترین دین است.مثلا چرا نماز می خونیم؟خلقت ما چگونه بوده؟و...اگه پاسخ این باشه که نمی دونیم خواست خدا بوده،اون دین کامل نیست.اون دینی کامله که تمام سوالات غیر از ذات رو پاسخگو باشه.باید تمام جواب ها رو از قرآن یافت.

دنیای امروز خدا ش علمه. می خواد با علم همه چیز رو تفسیر کنه.هرجا علم پاسخگو بود، خدا میره کنار. هرجا علم پاسخگو نبود خدا می یاد وسط.

خدای خالق،خدای معبود خدایی است که امر می کنه و ما باید بنده باشیم. اطاعت محض.

اما ما خودمون رو خدا کردیم و خدا رو بنده ی خودمون.جای مولا و بنده عوض شده.همه ی کارهامونو می کنیم.هرجا گیر کردیم میریم سراغ خدا.خدا مشکل منو حل کن.بدون تعارف خدا رو بنده قرار دادیم، خودمون رو مولا. میگیم چطور ممکنه خدای من این کار رو با بنده اش بکنه ؟(وقتی این فکر در وجود ما بوجود می یاد که خدایا با منم؟)وقتی که مصیبت و مشکلی بوجود می یاد،وقتی این مصیبت رو به خدا نسبت دادم،پس خدا،آن خدای حقیقی نبوده.

"ای کسی که دادنت دادنه،ندادنت هم دادنه".این رو در زبان می گیم نه در عمل.مثل اون بچه ای که یه مشت قرص رو که فکر می کنه اسمارتیسه از او می گیریم.بچه اصرار می کنه،از تو نفرت داره که چرا نمی دی بخورم.نمی دونه که ندادنش هم دادنه.

عین اون بچه توی یه کشتیه در حال غرق شدن.داستان این طور میگه که در یک کشتی سوار شده بودیم کشتی در حال غرق شدن بود.همه تلاش می کردند که کشتی رو سبکتر کنند.یکهو چشمم به یه بچه ای افتاد که داشت آرام باز ی میکرد.ازش پرسیدم نمی ترسی کشتی داره غرق میشه؟بچه گفت:نه مامانم پیشمه.یعنی اینقدر اطمینان به مامانش داره که با آرامش به بازی اش ادامه بده.اما ما مثل اون بچه نیستیم اون قدر به خدا اطمینان نداریم.

خدای حقیقی خدای امیر المؤمنین(ع) است که می فرمایند: اگه تمام پرده ها از جلوی چشمم کنار بره سر سوزنی به یقین من افزوده نمی شه.پس در تک تک اون سبب ها خدا رو می بینه.همینطور می فرمایند:هیچ چیزی من نمی بینم مگر آنکه خدا رو قبل از او ، همراه او و بعد از او می بینم.

تصادف کردم ، معلول شدم یه عمری. شفام دادی ،دادی.ندادی،ندادی.اگه خادم بودن رو از وجود من بگیری نابود میشم.این طرز تفکر عرفان مقربین است که به این عرفان برسیم.بالاترین لذت،لذت حقیقی، لذتی است که خدای من از اون چیز لذت ببره.

مقام های رضا متفاوت است:

یکی اش.مقام جابره.پیامبر به جابر فرمودند جابر تو امام پنجم رو ملاقات می کنی،سلام من رو به او برسان.جابر خدمت امام باقر(ع) رسیدند.امام(ع) به جابر فرمودند:جابر در چه حالی؟میگه در حالی هستم که مریضی رو به سلامت،فقر رو به غنایت ترجیح میدم.مقام بالایی است که شخص رفاه رو نخواهد و سختی ها رو ترجیح بده.اما حضرت می فرمایند ما هرچه او بخواهد می پسندیم.این مقام اهل بیت علیهم السلام است.راضی هستیم به آنچه که خدا راضی است.مرگ باشه یا حیات،سلامت یا بیماری. هر چه او بخواهد.مقام سومی هم هست که فعلا از گفتن اون فاکتور می گیریم.

مقام عرفان مقربین مقام رضاست.در عرفان مقربین خدا در بین قرار داره نه در حاشیه.این طور نیست که بگه هشت ساعت عبادت می کنم هشت ساعت ....تمام زندگی اش میشه عبادت.خدا رو جدا نمی کنه.عبادت رو ساعتی قرار نمی ده.

جلسه بعد ان شاء الله راجع به عشق ها صحبت می کنیم.

یاحق...

لطفا اگر سوالی درباره مطالب دارید اون رو در قسمت نظرات بگذارید.

اللّهم صَلی عَلی مُحمَّدٍ و آلِ مُحمَّدٍ و عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج وَاجعَلنا مِن خَیرِ أنصارِه وَ أعوانِه و المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه وَ أیِّد وَ احفَظ قائِدَنا و عُلَمائِنَا الرَّبّانیین وَ اجعَلنا مِنهُم وَ اغفِرلَنا وَ لِوالِدَینا وَ لِمَن وَجَبَ حَقَّهُ عَلَینا وَ ارحَمنا وَ عافِنا وَ اعفُ عَنّا وَ أصلِح اُمورِنا وَ اقضِ حَوائِجِنا وَ تَفَضَّل عَلَینا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِترَتهِ الطّاهِرَه.

التماس دعا




[ شنبه 16 مهر 1390 ] [ 07:12 ق.ظ ] [ راهی ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با استعانت از حضرت ولیعصر ارواحنا فداه

حدیث را شنیده ای؟حدیث قدسی را می گویم.همان که خداوند به بنده اش خطاب می کند که:

ای فرزند آدم!

من بی نیازی هستم كه نیازمند نمی شوم ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن؛

تا تو را انچنان بی نیاز كنم كه نیازمند نشوی

ای فرزند آدم!

من زنده ای هستم كه نمی میرم ، مرا در انچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را زندگی جاویدان بخشم

ای فرزند آدم!

من به هر چه میگویم "باش",پس میشود ، مرا در آنچه به تو امر كرده ام اطاعت كن

تا تو را آنگونه قرار دهم كه به هر چه بگویی باش بشود

وآنجاست که وجود بنده تجلی گر حق می شود...
بی مقدمه بگویم می خواهیم در مسیر عرفان ناب و در کوچه هایی که از یاد خداوند و نام اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) عطرآگین گشته قدم برداریم.می خواهیم به یاری پروردگار نور الهی را از فواد به عقل و روح و نفس و... و بالاخره به جسم بتابانیم.حجاب ها و پرده ها را کنار بزنیم و اولئک المقربون شویم.همان ها که حضرت حق آنها را السابقون السابقون خوانده...
فقط باید اولین قدم را تو برداری،پروردگاربه باقی قدمهایت حواسش خواهد بود.
اگر می خواهید در این مسیر سیر و سلوک هم قدم یکدیگر شویم پس بسم الله...
در بلاگ راه عشق مطالبی خواهیم نوشت که اگر خداوند یاری کند.مطمئناً هرجلسه که بگذرد همه ما بزرگتر میشویم.وخدا کند،خدا کند که روزی شود که چشم و گوش ما چشم و گوش پروردگار شود و آنوقت چه زیباست در آستان جانان جان سپردن.
این یک دعوتنامه است به تمامی دوستانی که می خواهند یک عرفان حقیقی را بشناسند.پس گوش به زنگ مطالب هر هفته باشید...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :